اخبار ویژه
خانه / اخبار ویژه / حجت الاسلام والمسلمین حاج آقااستیری خطیب جمعه فشافویه: امروز همه ما موظف هستیم طوری عمل کنیم که نظام متهم به ناکارآمدی نشود.

حجت الاسلام والمسلمین حاج آقااستیری خطیب جمعه فشافویه: امروز همه ما موظف هستیم طوری عمل کنیم که نظام متهم به ناکارآمدی نشود.

به گزارش دفتر امام جمعه حسن آبادنمازباشکوه اولین جمعه ازآخرین ماه سال نود وپنج به امامت حجه الاسلام والمسلمین حاج آقااستیری امام جمعه محترم فشافویه وباحضورگسترده اقشارمختلف مردم درمصلی امام خمینی شهربرگزارشد.
عناویــــــن خطبــــــــه اول:
1- قسم سوم ازمردم جامعه درقبال ارزشها،،طرفداران ترسو و سُست عُنصرهستند.
2- دليل سرزنش علی وزهرا(علیهما سلام) سستى و تنبلى و بى تفاوتى به خرج دادن مردم آن عصر است
عناویــــــن خطبـــــــه دوم:
1. آموزش و پرورش هر كشورى مهمترين و مؤثرترين نظام پرورش و رشد شخصيت درنوجوانان و جوانان است.

2- سکوت حضرت زهرا(س)این این پیام رادارد که:بعد ازاینهمه بدعهدی ها دیگرمذاکره معنا ومفهوم ندارد.
مشــــــروح خطبـــــــــه اول:
أعوذ باللـــــــــه من الشیطان الرجیــــــــــم       بســـــــــم اللـــه الــــرحمـــــن الرحیـــــــــم

IMG_7412
خودم و همه ی عزیزان را به تقوای خداوند متعال دعوت می نمایم.
کفّار و منافقان مى گفتند: (لاتَنْفَرِوا فِى الْحَرِّ); «در گرماى تابستان (به سوى ميدان جهاد) حرکت نکنيد!» که قرآن، در پاسخ آنها مى گويد: «قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أشَدُّ حَرّاً لَوْ کانُوا يَفْقَهُونَ»; بگو: آتش دوزخ از اين گرمتر است، اگر مى دانستند.( سوره توبه، آيه 81)
باتوجه به این آیه شریفه نمازگزاران عزیز آتش جهنم بسیار سخت است ،سوزان است ،قابل مقایسه با آتش دنیا وحرارت دنیا نیست بسیارسخت وجانکاه است لذا خودم را وراشما نمازگزاران عزیز وبزرگوار را توصیه میکنم به اینکه گناه ومعصیت مرتکب نشوید

عنوان بحث مااقسام مردم و طرفداران انقلاب و اسلام در زمان حضرت زهرا (س)واز نگاه آنحضرت بوددوقسم را اشاره کردیم که عبارت بودازدوستان ناآگاه ورفاه زدگان بی تقوا.
اما گروه سوم: طرفداران ترسو و سُست عُنصر:
با مطالعه در زندگى بسيارى از ياران رسول خدا(ص) و مسلمانان صدر اسلام، هيچگونه شكّى باقى نمى ماند كه آنها زندگى جاهلى را وداع گفتند، اسلام آوردند و به حفظ قرآن پرداختند و در راه اسلام قدم برداشتند. به طوری که نه مى شود آنها را متّهم به شرك و كفر نمود و نه در اسلامشان ترديد داشت.
پس چرا ساكت شدند؟ و دست از دفاع كشيدند؟ و پيمان شكستند؟ و سفارشات رسول خدا را ناديده انگاشتند؟ دليل ضعف ها و جدائى آنان را بايد در ترس و زبونى آنها جستجو نمود كه در كنار ايمان و اسلامشان. شهامت و شجاعت نداشتند و در برابر كودتاى نظامى سران سقيفه، و تهديدها و تشويق هايشان در جا زدند.
ترس از جان و مال ، ترس از ناموس، ترس از خانه و كاشانه، قدرت و مقام.
آنها را به ذلّت و خوارى كشاند و براى هميشه محكوم تاريخ شدند كه حضرت فاطمه (عليهاالسلام) فرمودند: «و َ اَبْعَدْتُمْ مِنْ هُوَ اَحَقّ بالْبَسْطِ وَالْقَبْضِ» و آنكس را كه سزاوار به قبض و بسط امور بود از زمامدارى دور كرده ايد. « و َ خَلَوْتُمْ بِالدّعَةِ » با راحت باش خلوت كرده ايد. « و َ نَجَوْتُمْ مِنَ الضّيقِ بِالسّعَةِ» و از تنگناى زندگى سخت به فراخناى آن رسيده ايد.
« فَمَجَجْتُمْ ما وَعَيْتُمْ» در اثر آن آنچه را كه حفظ كرده بوديد از دهان بيرون افكنديد. « و َدَسَعْتُمُ الّذى تَسَوّغْتُمْ» و آنچه را كه فرو برده بوديد استفراغ كرديد.
« فَاِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُم وَ مَنْ فِى الاَرْضِ جَميعاً فَاِنّ اللّهَ لَغَنِىّ حَميدُ» پس بدانيد اگر شما و هر كه در زمين است كافر شويد خداى تعالى بى نياز از همگان و ستوده است.
«شگفتا، شگفتا! به خدا سوگند! قلب را مى ميراند و غم و اندوه را (به روح انسان) سرازير مى کند که آنها (شاميان غارتگر) در مسير باطل خود، چنين متّحدند و شما، در طريق حقّتان، اين گونه پراکنده و متفرّق; «فَيَا عَجَباً! عَجَباً ـ وَ اللهِ ـ يُمِيتُ القَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هؤُلاَءِ القَوْمِ عَلَى بَاطِلِهمْ، وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ!»
اينجاست که امام، شديداً ناراحت مى شود و آنها را زير شلاّق سرزنش و ملامت مى گذارند; چرا که سزاوار چنين سرزنش تند و تلخى بودند، مى فرمايد: «روى شما زشت باد! و همواره غم و اندوه قرينتان باشد! چرا که (آن چنان سستى و پراکندگى به دشمن نشان داديد که) هدف تيرها قرار گرفته ايد; (فَقُبْحاً لَکُمْ وَ تَرَحاً حِينَ صِرْتُمْ غَرَضاً يُرمَى)
پى درپى، به شما حمله مى کنند و شما به حمله متقابل دست نمى زنيد، (يُغَارُ عَلَيْکُمْ وَ لاَتُغِيرُونَ)
با شما مى جنگند و شما، با آنها پيکار نمى کنيد! (وَ تُغْزَونَ وَ لاتَغْزُونَ)
آشکارا، معصيت خدا مى شود و شما با اعمال نادرستتان به آن رضايت مى دهيد! (وَ يُعْصَى اللهُ وَ تَرْضَوْنَ).
در واقع امام (عليه السلام) دليل سرزنش خود را نسبت به آنان، در اين چند چيز خلاصه مى کند که ريشه همه يک امر است و آن سستى و تنبلى و بى تفاوتى به خرج دادن است تا آنجا که دشمن، چنان جسور مى شود که پى درپى حمله مى کند غارت مى کند، و خون بى گناهان را مى ريزد و آنها تماشاچى اين صحنه هاى غم انگيز و زشت و ناروا هستند!
سپس امام (عليه السلام) انگشت روى يک دليل روشن بر محکوميت آنان، به خاطر سستى و بى ارادگى و ضعف و ناتوانيشان گذارده، مى فرمايد: «هرگاه در ايّام تابستان، فرمان حرکت به سوى دشمن را دادم، گفتيد: «اکنون، شدّت گرما است; اندکى ما را مهلت ده تا سوز گرما فرونشيند»! و اگر در زمستان، اين دستور را به شما دادم، گفتيد: «اکنون، هوا فوق العاده سرد است، بگذار سوز سرما آرام گيرد! (فَإِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّيْرِ إِلَيْهِمْ فِي أَيَّامِ الحَرِّ قُلْتُمْ: هذِهِ حَمَارَّةُ الْقَيْظِ ; أَمْهِلْنَا يُسَبَّخُ عَنَّا الحَرُّ. وَ إِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّيْرِ إِلَيْهِمْ فِى الشِّتَاءِ، قُلْتُمْ: هذِهِ صَبَارَّةُ الْقُرِّ، أَمْهِلْنَا يَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ)
ولى همه اينها، بهانه هايى است براى فرار از گرما و سرما; (کُلُّ هذا فِراراً مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ).
جايى که از سرما و گرما (اين همه وحشت داريد) و فرار مى کنيد، به خدا سوگند! از شمشير (دشمن) بيشتر (وحشت داريد و) فرار خواهيد کرد; (فَإِذَا کُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ تَفِرُّونَ، فَأَنْتُمْ ـ وَ اللهِ ـ مِنَ السَّيْفِ أَفَرُّ!)
اين بى خبران، تاريخ اسلام را که زمان چندانى از آن نگذشته بود، به کلّى، فراموش کرده بودند که ياران پيامبر فاصله ميان مدينه و ميدان تبوک را در آن گرماى سوزان تابستانِ بيابان حجاز با پاى برهنه روى سنگ هاى تفتيده از تابشِ آفتاب، با نداشتن آب و آذوقه کافى پيمودند و در جنگهاى ديگر نيز سخت ترين ناملايمات را تحمّل کردند و مانند شير ژيان، بر دشمن حمله کردند! اگر آنها مى خواستند مانند کوفيان سستْ عنصر، ملاحظه سرما و گرما کنند، هرگز درختِ تنومند اسلام بارور نمى شد و به ثمر نمى نشست. نه تنها در اسلام بلکه در هيچ نقطه اى از دنيا، سربازان سُست و نازپرورده و ترسو و پراکنده پيروز نشدند، بلکه هميشه، ذليل و حقير و شکست خورده بودند..
مشـــــروح خطبـــــه دوم:
بســــــــم الله الرحــــــمن الرحـــــــيم
خودم و همه ی عزیزان را به تقوای الهی دعوت می کنم. وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الْأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿سوره یونس/۵۴﴾و اگر براى هر كسى كه ستم كرده است آنچه در زمين است مى ‏بود قطعا آن را براى [خلاصى و] بازخريد خود مى‏ داد و چون عذاب را ببينند پشيمانى خود را پنهان دارند و ميان آنان به عدالت داورى شود و بر ايشان ستم نرود

IMG_7694
یکشنبه 8 اسفند 28 جمادی الاول روز امور تربيتى و تربيت اسلامى
روز بزرگداست حكيم حاج ملاهادى سبزوارى
از ديدگاه اسلام، تربيت يعنى به فعليت رساندن قواى انسان، استعدادهاى او و ايجاد تعادل و هماهنگى در آنها براى رسيدن به كمال مطلوب؛ يعنى قرب به خدا. درست است كه خانواده، نخستين نهاد اجتماعى است كه فرد در آن پا به عرصه وجود و زندگى مىگذارد و اولين پايههاى تعليم و تربيت در آن شكل مىگيرد، ولى آموزش و پرورش هر كشورى مهمترين و مؤثرترين نظام پرورش و رشد شخصيت نوجوانان و جوانان است. لذا وقتى نظام تعليم و تربيت كار خود را بهدرستى انجام دهد طبيعتا بازخورد آن بايد در جامعه بهوضوح ديده شود. رشد علمى، فرهنگى و اقتصادى كشور نشان از يك آموزش و پرورش پويا و با رويكرد كيفيت بخشى است. اگر مىخواهيم كلاسى پويا داشته باشيم بايد از معلمانى پويا و آشنا به علم روز برخوردار باشيم.
بعد از آن محتواى كتب آموزشى نقش بهسزايى در تربيت انسان دارد. محتواى آموزشى بايد براساس نيازهاى آموزشى جامعه اعم از نيازهاى فردى و اجتماعى و همچنين اولويتها و مقاصد و اهداف بر اساس سياستها و خطمشىهاى مورد نظر، اطلاعات و دانش مطابق با نيازها، وسايل و ابزارهاى لازم براى تحقق اهداف باشد.
البته لازم است به این نکته اشاره کنم که نیازهی دهههاى اول انقلاب اسلامى باامروز که دهه چهارم انقلاب است متفاوت است ، دهه مبارزه رودررو با دشمن بود. در دهههاى پنجاه و شصت، دانشآموزان كه بخشى از عمر خود را صرف مبارزه با نظام ستمشاهى كرده بودند، به فاصله كوتاهى پس از انقلاب درگير ۸ سال دفاع مقدس شدند كه اين خود فرصتى براى ايشان بهوجود آورد كه با مفاهيم ايثار، شهادت، حقطلبى و مبارزه رودررو با دشمن بيش از پيش آشنا شوند. نظام تعليم و تربيت ما در آن سالها مفاهيم مقدس تعليم و تهذيب را بهصورت عملى از فضاى عطرآگين ايثار و مقاومت رزمندگان اسلام دريافت مىكرد و دانشآموزان آن برهه الگوى عملى را به عينه دريافت مىكردند اما اكنون در دهه چهارم انقلاب اسلامى با توجه به هجمههاى دشمن در حوزه جنگ نرم و تحركات خزنده آنها در زمينه سست نمودن بنيانهاى خانواده و تزلزل در ابعاد اعتقادى و مذهبى جوانان، نظام تعليم و تربيت را با چالشهاى جدى روبهرو نموده است. در اين عرصه با توجه به جنگ رسانهاى دشمن، ايجاد شبهه در ارزشهاى نظام اسلامى و رسوخ در تفكر جوانان، نقش معلم را به مراتب پررنگتر و حساستر مىكند چراكه معلم با توجه به نياز امروز جامعه هدف خود، مىبايست خويشتن را مجهز به سلاح علم، اخلاق و بصيرت نموده و مبارزهاى نرم را با دشمن آگاه خود كه قلب تپنده آينده انقلاب را نشانه گرفته است، داشته باشد.
دانشآموزى كه پس از يك دوره فارغالتحصيل مىشود، خروجى نظام آموزش و پرورش محسوب مىگردد و طبق ديدگاه رهبر معظم انقلاب اين فرد تحصيلكرده و خارج شده از نظام آموزشى كشور بايد داراى شجاعت، حس كنجكاوى، توانمند و… باشد.

پنجشنبه 12 اسفند 3 جمادیالثانی  شهادت حضرت فاطمه زهرا(س 11 ه.ق)
حضرت فاطمه سلام الله علیها نگاه دقیق وعمیق ونقادانه ای به مسائل پیرامون خودداشتند.واین بهخوبى نشان مىدهد كه زن بودن تأثيرى بر حساسيت اجتماعى نمىتواند داشته باشد.
آنحضرت حركتهاى سياسى خاص اتخاذکردند من جمله: مبارزه با بلاورهای غلط ومنحط،گريه در مراكز شلوغ و محل عبور و مرور مسلمانان، حضور در مسجد و مراجعه به خانههاى مهاجر و انصار ، وصیت به تدفین شبانه جامعه را از لحاظ افكار تحت تأثير قرار داد، ولى ناگهان شيوه مبارزه سياسى خود را تغيير داد و سكوت اختيار كرد. اين تاكتيك و شيوه جديد در اذهان جامعه كه به حضور آنحضرت در صحنه عادت داشتند، سؤال ايجاد مىكرد و مسألهبرانگيز بود كه چه شده است كه فاطمه زهرا عليهاالسلام سكوت كرده است؟ اين تغيير رويه بهطور طبيعى، توجه اجتماع را جلب مىكرد و افكار عمومى را به تكاپو وامى داشت تا در پى يافتن علت آن باشند. فاطمه عليهاالسلام در محاجّه خود عهد كرد كه ديگر با خليفه سخن نگويد. پس از حضور خليفه در خانه فاطمه زهرا عليهاالسلام و گفتوگوى كوتاه آنها با حضرت فاطمه عليهاالسلام- كه حضرت على(ع)هم ناظر به سخن مابين فاطمه عليهاالسلام و خليفه وقت بود و گرفتن اعتراف از خليفه وقت مبنى بر مقام شامخ حضرت فاطمه عليهاالسلام از زبان پيامبر مبنى بر اينكه رضايت فاطمه رضايت خدا و خشم او خشم خداست، فاطمه زهرا عليهاالسلام مشروعيت خليفه را زير سؤال برد و اذهان جامعه و افكار عمومى را در مشروعيت خليفه وقت دچار ترديد كرد. پس از اينكه آنحضرت از خليفه وقت اعتراف گرفت، قسم خورد كه ديگر با او سخن نگويد ودیگرسخن هم نگفت و با اين ديدار و سخن فاطمه زهرا عليهاالسلام، مشروعيت حاكمان وقت بيش از گذشته زير سؤال رفت و در بسيارى از اذهان كه نادانسته و تحتتأثير جوّ موجود بيعت كرده بودند، شك و ترديد و پشيمانى ايجاد شد و بدينسان، اين حربه بسيار مؤثر واقع گرديد.نکته ای میخواهم استفاده کنم درس عدم مذاکره است که بعد ازاینهمه بدعهدی ها دیگرمذاکره معنا ومفهوم ندارد.این نکته پیامی است که باید امروز ازآن استفاده کرد که اگر دشمن بدعهدی وپیمان شکنی کرد مذاکره مجدد بااو معنایی ندارد{تکبیرنمازگزاران}
نکته ای که میخواهم دراین زمینه عرض کنم این است که همه ما موظف هستیم طوری عمل کنیم که نظام متهم به ناکارآمدی نشود چرا که گاهی عمل ،رفتاروموضع گیری که ازبعضی مشاهده میشودتوهین به قوانین اسلام وانقلاب است وتحقیرملت را به دنبال داردمانند قراردادیاتفاهم نامه ای که درمنزل سفیرسوئدامضاءشدکه درعرف دیپلماسی سابقه ندارد که ان شاءالله دراین زمینه توضیح خواهندداد که انگیزه این کارچه بوده است{تکبیرنمازگزاران}
كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطن درتهران:
ششمين كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين درهفته گذشته درتهران برگزارشد.در اين كنفرانس تعدادى از رهبران گروههاى فلسطينى، رؤسا و مسؤولان مجالس كشورهاى اسلامى و صدها تن از انديشمندان، وشخصيتهاى برجسته و آزادىخواه جهان اسلام حضور داشتند. اين مراسم با بيانات بسیارمهم وتأثیرگزارمقام معظم رهبری آغاز شد كه بيانات ايشان حاوى مطالب ونکات مختلفی بود.که متاسفانه فرصت کذشته ان شاءالله اگرتوفیقی دست آمددروقت دیگری عرض خواهم کرد.
والســـــــــلام علیکــــــــــــم ورحمــــــــــــــه الله وبــــــــــــرکاته

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

-- بارگیری کد امنیتی --