اخبار ویژه
خانه / اخبار ویژه / ویژه نامه۲۲بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران

ویژه نامه۲۲بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران

بســـــــــــــــــــم اللــــــــــه الــــــــــــــرحمن الـــــــــــــرحـــــــــــــــــــــــیم 

انقلاب اسلامی ایران، در نوع خود، و نیز در مقایسه با دیگر انقلابهای جهان، از لحاظ تکوین، حرکت، روند و نتیجه آن دارای ویژگیهای کم نظیری بود.وجه مشترک پیدایش همه انقلابها، کم و بیش یکسان است.همگی ریشه طبقاتی و اجتماعی دارند، هنگامی که ظلم و فساد و بی کفایتی نظام حاکم تحمل ناپذیر شد، توده ها به حرکت در می آیند، طغیان می کنند، نمایندگان سنتی خود را کنار می زنند و موانعی را که بر سر راهشان قرار دارد، درهم می کوبند تا رژیم حاکم را بر اندازند و به جای آن نظام جدیدی که امیال و خواستهای آنها را تامین کند، بر پا سازند.

images

کمتر انقلابی است که صرفا ملی یا میهنی باشد.صرف وجود محرومیتهای اقتصادی در جامعه، برای برانگیختن شورش و انقلاب، بسنده نیست.هیچ انقلابی موفق نمی شود مگر آنکه بر نیروهای مسلح تسلط پیدا کند، یا توان روحی و کارایی آن نیروها را تضعیف نماید و یا اینکه، آن نیروها، به انقلابیون بپیوندند.عواملی که انقلاب را شتاب می بخشد، بیزاری از اشرافیت، ناسازگاریهای اجتماعی و اقتصادی و شدت محرومیتهای تحمل ناپذیر، میان آنچه مردم می خواهند و آنچه به دست می آورند، می باشد.

انقلاب، بالفعل یک رویداد غیر مترقبه است.در یک انقلاب اصیل، همه قشرهای جامعه شرکت دارند، هدفهای انقلاب، در برگیرنده خواستهای اکثریت جامعه است، در آغاز، توده ها با یک برنامه مدون و از پیش تهیه شده، برای ساختار نظام و جامعه جدید، به عرصه انقلاب نمی روند.انگیزه توده ها، در آغاز، براندازی نظامی است که دیگر قادر به تحمل آن نیستند.رهبران و پیشتازان انقلاب، برنامه بازسازی جامعه را، در نظام آینده تهیه می کنند و پس از تایید مردم آن را به اجرا می گذارند.

ملت ایران طی یک قرن گذشته، دو انقلاب، یک جنبش و دو کودتا را تجربه کرده است، انقلاب مشروطیت سال ۱۲۸۵ (۱۹۰۶ میلادی)، جنبش ملی شدن صنعت نفت ۳۲- ۱۳۲۹ (۵۳- ۱۹۵۰ میلادی) و انقلاب سال ۱۳۵۷ (۷۹- ۱۹۷۸)، کودتاها، یکی ۳ اسفند ۱۲۹۹ به رهبری سید ضیاء الدین طباطبائی و رضاخان میرپنج، دیگری، کودتای انگلیسی – آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲٫

در انقلاب مشروطیت، اولین قانون اساسی، با الهام از ایدئولوژی ناسیونالیسم، لیبرالیسم و سوسیالیسم غرب تهیه و تصویب شد. روشنفکران امیدوار بودند نظام کشور و ساختار جامعه را همانند جوامع اروپایی کنند، اما عمر این مشروطه کوتاه بود و پس از چهارده سال، با کودتای اسفند ۱۲۹۹ از میان رفت.

جنبش ملی سال ۱۳۲۹، یک جنبش ناسیونالیسی و ضد استعماری اصیل بود.هدف عمده آن طرد استعمار کهن بریتانیای کبیر، احیای دموکراسی، از طریق اجرای کامل قانون اساسی سال ۱۲۸۵ و تامین همه آزادیهای فردی و اجتماعی بود.هر چند جنبش، با ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران و خلع ید از شرکت نفت انگلیسی و اخراج انگلیسیها از ایران، به پیروزیهای بزرگی ست یافت، ولی با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شکست خورد.

انقلاب سال ۱۳۵۷ با قیام قشرهای وسیع مردم ایران شروع شد و به رهبری حضرت امام خمینی به پیروزی رسید.در همه پرسی فروردین ۱۳۵۸ رژیم جمهوری اسلامی، جایگزین نظام سلطنتی گردید.قانون اساسی جدید در مجلس «خبرگان » که بیش از ۹۰ درصد اعضای آن را روحانیون و فقها تشکیل می دادند، به تصویب رسید.سپس در همه پرسی روزهای ۱۱ و ۱۲ آذرماه همان سال، قانون اساسی و نیز مقام مرجعیت و رهبری آیت الله خمینی، با اکثریت قاطع مردم تصویب و پذیرفته شد.

اماعوامل پیروزی چه بود؟

عوامل پیروزی را به گونه فشرده و فهرست وار بـیـان میکنیم  تا بر این عوامل در بقا و تداوم انقلاب اسلامی هم تکیه نماییم.

یک ـ مرجعیت رهبروشخصیت امام خمینی

مطالعه و تحلیل علل پیروزی سریع انقلاب سال ۱۳۵۷ بدون بررسی شخصیت آیت الله خمینی دشوار و حتی ناممکن است.امام خمینی در پیروزی انقلاب اسلامی، همان نقشی را ایفا کرد که لنین در انقلاب کبیر روسیه، مائوتسه تونگ در انقلاب چین و فیدل کاسترو، در انقلاب کوبا.با این تفاوت که لنین حزب کمونیست را پشت سر خود داشت و پس از پیروزی انقلاب فوریه ۱۹۱۷ وارد لنینگراد شد.مائو رهبر حزب کمونیست چین بود و به نیروهای مسلح و مجهزی که ماهها با ارتش چیانکایچک در بخشهائی از خاک چین جنگیده بودند، فرماندهی داشت، فیدل کاسترو نیز، با هزاران چریک و هواخواه، تجربه سه سال (۵۹ – ۱۹۵۶) مبارزه مسلحانه دشواری را با رژیم باتیستا پشت سرگذاشته بود.در صورتی که امام خمینی هیچ نوع سازمان سیاسی و نیروهای نظامی در اختیار نداشت، ستاد رهبری او، در خارج از ایران بود، از «مسجد» به عنوان سنگر مقاومت و مبارزه استفاده کرد و در اوج انقلاب، وارد ایران شد.

چه عواملی موجبات موفقیت امام خمینی را در جلب و بسیج توده ها، تا بدان حد تامین کرد که با صدور یک پیام، از چند هزار کیلومتری ایران، توده های مردم، به خیابانها می ریختند و سینه خود را در برابر آتش مسلسل ها قرار می دادند؟ با اتکاء به چه نیرویی، رهبران کشورهای غربی و شرقی را، به اتهام مداخله در امور ایران و پشتیبانی از محمد رضا شاه به باد انتقاد و حمله می گرفت، جیمی کارتر، رئیس جمهوری آمریکا را می کوبید و به گفته خود، به او «سیلی » می زد! در مذاکرات با نمایندگان سران دولتهای ایالات متحده و فرانسه، در نوفل لوشاتو، درباره آینده ایران و سرنوشت شاه، یک قدم از موضع همیشگی خود، عقب ننشست و حرف همیشگی خود را که «شاه باید برود!» تکرار می کرد؟

برجسته ترین خصیصه امام خمینی، صراحت بیان، بی پروایی و شجاعت فوق العاده و کم نظیرش بود، تا بدان حد، که در میان روحانیون و سیاستگران دو قرن اخیر ایران، هیچ کس به پای او نرسید.در دورانی که محمد رضا شاه، همه مخالفان، اعم از ملیون، چپ گرایان، توده ایها، مالکان بزرگ و نخبگان سنتی را سرکوب کرده و یا از صحنه خارج نموده بود، امام خمینی، یکه و تنها، علیه او قد علم کرد.وی در سخنرانی خرداد ۱۳۴۲ (عاشورا ۱۳۸۳) محمد رضا شاه را با چنان شدت و حدتی به باد سرزنش و حمله گرفت، که تا آن روز سابقه نداشت.در آن سخنرانی تاریخی امام خمینی شاه را «بدبخت!» ، «بیچاره!» ، «نوکر اسرائیل!» و «فرمانبر آمریکا!» خواند.

download

زیرکی، هشیاری، موقع شناسی، از خصایص برجسته دیگر ایشان بود.در دورانی که مال اندوزی، تجمل گرایی، فساد و نادرستی، در میان طبقه بالای جامعه، حتی میان برخی از روحانیون، رواج یافته بود، آیت الله خمینی، همان زندگی بسیار ساده و بدون تکلف گذشته را حفظ کرد.در شناسایی جامعه ایران، تبحر خاصی داشت و زمان شروع مبارزه و حمله را به خوبی تشخیص داد.در دوران چهارده ساله تبعید، با ایراد سخنرانیها، ارسال پیامهای کتبی و شفاهی به وسیله کاست، مردم ایران و جهان را از نقاط ضعف شاه و فساد و بیدادگری رژیم او، آگاه ساخت، همکاری دولت ایران با اسرائیل غاصب، وابستگی اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران به غرب، بالاخص به آمریکا، غارت بیت المال، خرید روز افزون جنگ افزار، نابودی کشاورزی، بالا رفتن قیمتها، کمبود مسکن، تباهی فرهنگ، ثروتمندتر شدن اغنیا و فقیرتر شدن مستضعفان، نقض قوانین حقوق بشر، پایمال کردن قانون اساسی، سانسور مطبوعات، محو آزادیهای مردم، سرکوب مخالفان، اوجگیری فساد در همه شئون کشور و….از مواردی بود که در بیانات و پیامهای امام خمینی بدان استناد می شد و شاه را عامل همه نابسامانیها، می دانست و لزوم اتحاد همه قشرهای جامعه را برای ادامه مبارزه تاکید می کرد.

گفته های امام خمینی، انعکاس خواسته ها و نظریات همه احزاب، گروههای سیاسی، با افکار و عقاید گوناگون، از جمله جبهه ملی، نهضت آزادی، گروههای مارکسیستی، حزب توده و گروههای چریکی بود.تامین عدالت اجتماعی، آزادیهای فردی و اجتماعی، آزادی مطبوعات، حکومت مردم بر مردم از طریق انجام انتخابات آزاد….خواسته هایی بود که نیروهای اپوزیسیون، پس از سقوط دولت مصدق در سال ۱۳۳۲، سالها برای تحقق آن، مبارزه کرده و به نتیجه نرسیده بودند.

در تـاریـخ نهضت های شیعی کم تر سراغ داریم که رهبر نهضت، مرجع تـقـلـیـد بـاشد. علمای بزرگ غالبا در پیشاپیش نهضت های صدساله اخـیر حضور داشته اند، و مراجع تقلید نیز در حفظ حوزه های علمی و جـامـعـه اسـلامی حرکت های مقطعی و قهر موردی داشته اند. قیام آیـه الله حکیم در عراق و نهضت میرزای شیرازی در تحریم تنباکو، اعـتـراض مـرحـوم آیه الله بروجردی و حاج شیخ عبدالکریم در عصر پـهـلـوی و پـسـرش از ایـن دسـت بـه شمار می روند. لیکن عمل آن بـزرگـواران بـه شـکـل یک قیام اصطلاحی و در جهت براندازی حکومت نـبـوده است، بلکه در حد نهی از منکر و مقابله با تهاجم و بدعت هـا صـورت گـرفـتـه اسـت. در واقع آنان با دین ستیزی به مقابله پرداخته اند و پیروز هم شده اند.

از دیگر سو عالمانی مانند سید جمال الدین اسدآبادی، مرحوم مدرس و کـاشـانـی نـیـز بـه پیکارهایی دست زده اند اما بعضی از آنان مـجـتـهـد نبوده و برخی به مرتبه مرجعیت نرسیده بودند و مبارزه شـان نـیـز در مـحـدوده قـانـون اسـاسی و مبارزه با قراردادهای اسـتعماری بوده است، نه مبارزه ای اصولی در راستای تشکیل حکومت اسـلامی و نوعا با زندان و تبعید هم تقریبا پایان پذیرفته است و شـعـاع مبارزه شمار اندکی از روشن فکران و ملی گرایان را در بر داشته است.

نهضت شهید نواب صفوی و یارانش کوششی در جهت براندازی رژیم بود، کـه بـا شـهادت آنان به حسب ظاهر پایان پذیرفت; لیکن قیام امام راحـل(ره) بـه یـمن مرجعیت تقلید، یک نهضت فراگیر و مردمی شد و هـدف آن نـیـز بـرانـدازی حکومت و تشکیل نظام اسلامی بود. البته مـردم هـمواره گوش به فرمان مرجع تقلید بودند و حکم مرجع تقلید هـم مـتـبـع اسـت و مـراجع تقلید نمی توانند آن را بشکنند و یا مـقـلـدان خـود را از پـیروی حکم مرجعی بازدارند، به همین دلیل مرجعیت با پیروزی همواره توامان بوده است.

بـی تـردیـد اهـرم مرجعیت تقلید در گسترش قیام به آحاد و نفرات جـامعه نقش مهمی را ایفا کرده است، زیرا این مقام خطیر در عالم تـشـیـع از قداست و نفوذ فوق العاده برخوردار است و مردم پیروی از مـرجـع تـقـلـید را یک فریضه دینی و وظیفه الهی می شمارند و تـخـلـف از آن را حـرام می دانند. بر این اساس شاه معدوم پس از رحـلت آیه الله بروجردی(ره) تلاش کرد تا از وحدت و تمرکز مرجعیت جـلـوگیری کند. از این رو به چهار تن از فقهای نجف تلگراف زد و بـه خـیال خود مرجعیت را از قم به نجف منتقل کرد تا بدین وسیله قـم را از فـهـرست وجود مراجع حذف نماید و ایران را جزیره امنی برای سرمایه گذاران اسرائیل و آمریکا قرار دهد.

امـا مـصـونـیت مراجع تقلید در قانون اساسی پیش برای امام راحل (قـدس سـره) در ادامـه مـبارزه فرصت مغتنمی بود. اگر حضرت امام اجـتهاد و مرجعیت نداشت، مانند سید جمال الدین اسدآبادی، مرحوم مـدرس، آیـه الـله کاشانی و شهید نواب بی درنگ دستگیر، زندانی، تبعید و یا شهید می شد و نهضت متوقف می گردید.

دو ـ امام، نماد وحدت روحانیت و امت

یکی از شاه کارهای امام راحل، ابتدا ایجاد وحدت و هم بستگی بین عـلما و دانشمندان و سپس در میان قشرهای مختلف جامعه بود. اخلاص و عـدم عـلاقـه بـه جاه و مقام، تواضع و فروتنی و آگاهی و مصلحت گـرایـی حـضـرت امام چنین وحدتی را ایجاب می کرد. امام پدر امت بـود و جـهـانی حرکت می کرد. طوفان های سیاسی جامعه و جناح های مـخـتـلـف و عـدم هـم آهـنگی میان بعضی مراجع و فضلا نتوانست آن بـزرگـوار را از خـط وحدت خارج کند، برای این که امام اعلام کرد دسـت عـلـما و مراجع را برای وحدت می بوسم و هم او گفت من نوکر مردم هستم و دست بقال و عطار را نیز برای وحدت بوسه می زنم.

سه ـ هم بستگی گروه های سیاسی

گـروه های سیاسی چپ و راست هنگامی که در برابر عظمت رهبری قرار گرفتند و دیدند که امت و روحانیت یک پارچه پشت سر رهبر کبیرشان در حـرکـتـنـد، آنان هم به خیل ملت پیوستند. این هم بستگی بدون تردید به نهضت اسلامی سرعت و شتاب بخشید.

چهار ـ پیوستن ارتش به امام و ملت

عـلـل پـیـوستن ارتشی ها به مردم را نیز باید در رهبری داهیانه امـام، وحـدت عـلـما و احزاب و شعارهای مهیج مردم جست وجو کرد. آنـان در خـیابان فریاد می زدند: (ارتش برادر ماست/ خمینی رهبر ماست). ایـن گـونـه شعارها دریایی از عواطف و مهر و محبت را در دل های نـیـروهـا بـرانـگـیزانید تا این که به یک صدا فریاد برآوردند: (فرمانده کل قوا خمینی/ دریایی و هوایی و زمینی).

download

پنج ـ امدادهای غیبی، عنایت الهی

فـضـای باز سیاسی، نفرت و انزجار عمومی از نظام شاهنشاهی و نیز روشـن گـری مطبوعات سهم بسزایی در تبدیل نهضت به انقلاب داشتند. امـام راحل(ره) در فرمایشی این عوامل را در چهار عامل خلاصه کرد کـه عـبـارت اند از: مشیت الهی، اتکال به خد، امدادهای غیبی و ایمان مردم و وحدت امت.

شش ـ تحول فرهنگی

حـضـرت امـام با مقبولیت عامه ای که داشت در طی مبارزات سیاسی، تـحـول فـرهنگی در جامعه به وجود آورد; از جمله ارزش های واقعی مـورد توجه قرار گرفت; مثلا اگر کسی به زندان می افتاد، بر ارزش و اعـتـبار اجتماعی وی افزوده می شد. پیکارگران مومن از احترام هـمگانی برخوردار بودند و سخنان آنان و بازگو کردن شکنجه هاشان برای شنوندگان موجب تقویت انگیزه قیام آنان می شد.

از سـوی دیگر مبارزه با ایادی شاه به عنوان یک فرهنگ متعالی در اذهـان جـا افـتـاده بود، همکاری با دستگاه جبار طاغوت ضد ارزش قـلـمـداد مـی شـد، خـانواده و فرزندان زندانیان مسلمان همواره مـحـترم بودند و البته هواداران و مبلغان اسلامی نیز فضای جامعه را برای نهضت آماده ساخته بودند.

هفت ـ جامعیت امام

یـکـی از مهم ترین عوامل مقبولیت افراد، جامعیت آنان است، زیرا مـقبولیت، منشا نفوذ در قلوب و اثرگذاری است. امام راحل(ره) از جـامعیت عجیبی برخوردار بود; شخصیت ظاهری، علمی، عرفانی، فلسفی و فـقـهـی او زبـانـزد خـاص و عام قرار گرفته بود. در سخنرانی، اسـتـاد; از نـظـر قلم، دارای قلم نافذ و مهیج; از نظر تدبیر و سـیـاسـت، آفـاق فـکـرش پهناور; در شجاعت، یگانه دهر; در زهد و تـقـو، کـم نـظـیـر و در یک کلام آن چه خوبان همه داشتند او به تـنـهـایـی داشـت. این فراگستری و جامعیت باعث جذب قلوب مردم و ایـجـاد حـرکـت در جـامعه شد تا جایی که سرانجام نهضت به انقلاب اسلامی ایران منجر گشت و وعده خدا برای ملت ما تحقق یافت.*برگرفته از سایت حوزه با کمی تغییر

{پایان}

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>