اخبار ویژه
خانه / اخبار ویژه / انقلابی ماندن به عنوان یکی از شاخص های مهم، نشانه پایبندی به ارزش های انقلاب است

انقلابی ماندن به عنوان یکی از شاخص های مهم، نشانه پایبندی به ارزش های انقلاب است

به گزارش دفتر امام جمعه باقرشهروکهریزک نمازباشکوه جمعه ،درتاریخ ششم خردادماه 1401 ماه مصادف با بیست وپنجم شوال 1443 به امامت حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالعلی استیری امام جمعه محترم باقرشهروکهریزگ وباحضورگسترده اقشارمختلف مردم درمصلی نمازجمعه برگزارشد

عناویــــــن خطبــــــــه اول:

  1. مرگ مثل باز شدن درب قفس و پر کشيدن پرنده در فضاي باز است.
  2. اگر کسي مي‌خواهد شيريني عبادت را بچشد بايد گناه را کنار بگذارد.
  3. اگرعالمي به علمش عمل نكند كمترين عذابي كه خدا براي اودرنظرمي گيرداين است كه حلاوت وشيريني مناجات باخدا ازاوگرفته مي شود
عناویــــــن خطبـــــــه دوم:
  1. تاریخ حضرات انبیاء و ائمه(ع) نشان می‌دهد گاهی اوقات صِرف فرزند معصوم بودن، افتخارآفرین نیست.
  2. عده ای در داخل و خارج از کشور تلاش دارند انقلاب را از «انقلاب» تهی کنند.
  3. آنچه از سیره معیشتی و اقتصادی امام صادق (ع)استفاده میشود، انصاف‌ورزی اسلامی است
مشــــــروح خطبـــــــــه اول:

أعوذ باللـــــــــه من الشیطان الرجیــــــــــم       بســـــــــم اللـــه الــــرحمـــــن الرحیـــــــــم

درابتدای خطبه اول خودم را وشما عزیزان نماز گزار را توصیه میکنم به تقوای الهی

گفتیم یکی از اساسی ترین موضوعات زندگی انسان این است که دریابد «هدف اززندگی چیست» و پاسخ مناسبی برای این پرسش داشته باشد،که اگرپاسخ مناسبی نداشته باشد زندگی را بی معنی خواهد یافت. با اشاره به حدیثی از امام صادق (ع) چهارهدف را به محضر شما تقدیم کردم.

اما هدف پنجم  :

« طَلَبْتُ حُبَّ الْمَوْتِ» در زندگي دنبال اين بودم که عاشق مرگ باشم. چون از ديدگاه اديان آسماني اين جهان يک قطعه کوچکي است. يک جهان بزرگتري در پيش است. رفتن به آنجا را نبايد زشت بدانيم. پيغمبر اينطور مثال زده، مرگ مثل باز شدن درب قفس و پر کشيدن پرنده در فضاي باز است. مرگ مثل بيرون آوردن لباس‌هاي کثيف و شست و شوي تن و پوشيدن لباس‌هاي فاخر است. پیامبران الهی و ائمه معصومین ما اشتياق داشتند.اما اکثر ما از مرگ مي‌ترسيم. شخصي از پيغمبر پرسيد: چرا از مرگ مي‌ترسم؟ فرمود: «أ لک مالٌ» دلبسته پولي هستي؟ راه اينکه مرگ را دوست بداري اين است. «  فوجد ته  فِي تَقْدِيمِ الْمَالِ وَجْهِ اللَّه‏» پولهايت را در راه خدا بده، ترس تو از مرگ مي‌ريزد. پول را بدهيم، يعني براي آنجا ذخيره کنيم. مثل کسي که در تهران مستأجر است و دریک نقطه خوش آب و هوا مثلا شمال ویلایی دارد تا مي‌گويند: بریم شمال !! سریع موافقت میکند واستقبال میکند وترسي هم ندارد. مي‌داند يک جايي مورد پسند خودش آنجا آماده کرده است. آنهايي که توانايي و دارايي دارند توجه کنند،آنهايي که مي‌خواهند از مرگ نترسند، اين مال را در راه خدا بدهند.

هدف ششم:

«طَلَبْتُ حَلاوَةَ الْعِبَادَةِ» در زندگي دنبال شيريني عبادت بودم. ما خيلي عبادت مي‌کنيم،اما اکثر اوقات از عبادت لذت نمیبریم مي‌گويیم: به دلم ننشست. امام سجاد (ع) از خدا مي‌خواهد « إلهي أذِقْني حَلاوَةَ عبادَتِك؛شيريني عبادت و بندگي‌ات را به من بچشان.إلهي أذِقني حَلاوَةَ مُناجاتِك؛شيريني نجواي با خودت را به من بچشان ! شخصی از امام حسن مجتبي(ع) پرسيد: مدتي است موفق به نماز شب نمي‌شوم. گاهي نماز شب مي‌خوانم کيف نمي‌کنم. فرمود: روزگناه مي‌کني. تنبيه تو اين است آن لذت و شيريني را ترک کني؟ امام صادق (ع)میفرماید:رسیدن به این هدف را در ترک معصیت دیدم «فَوَجَدْتُهَا فِي تَرْكِ الْمَعْصِيَة» اگر کسي مي‌خواهد شيريني عبادت را بچشد بايد گناه را کنار بگذارد. مزدش اين است که خدا آن شيريني را به کام او مي‌چشاند.

به این روایت توجه بفرمایید.

 أَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ ع لَا تَجْعَلْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْيَا فَيَصُدَّكَ عَنْ طَرِيقِ مَحَبَّتِي فَإِنَّ أُولَئِكَ قُطَّاعُ طَرِيقِ عِبَادِيَ الْمُرِيدِينَ إِنَّ أَدْنَى مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلَاوَةَ مُنَاجَاتِي عَنْ قُلُوبِهِمْ

اگرعالمی به علمش عمل نكند كمترين عذابي كه خدا براي او در نظر مي گيرد اين است كه حلاوت و شيريني مناجات با خدا از او گرفته مي شود

 اگر اينطور شد ؛ از دعاي كميل لذت نمیبرد ؛ دعاي ابوحمزه لذت نمیبرد ؛ دعاي افتتاح ؛ روزه ماه مبارك رمضان، آغاز هفته حج را در هفته آینده داریم اشاره ای کنم عمره رفته است حج رفته است اما لذت نمیبرد به جای عبادت ،به جای استفاده از آن فرصت طلایی که شاید در عمر انسان یک مرتبه اتفاق بیفتد به فکر این میافتد که مثلا ستونهای مسجدالنبی چند تاست !! بدانيم كه عبادت هم مزه دارد .

مشــــــروح خطبـــــــــه دوم:

ابتدا خودم را وشما نمازگزاران عزیز را به تقوای الهی توصیه میکنم

باتوجه به سالروز ولادت  حضرت معصومه(س)وروز دختر ضمن اینکه تبریک عرض میکنم سفارش به تقوارا ارتباط میدهم به فرازی از زیارتنامه حضرت

 قرآن می‌فرماید روز قیامت چنان سخت است که در آن روز هر كدام از انسان‌ها وضعی دارد كه او را كاملا به خود مشغول می‌سازد و حتی در آن روز كه انسان از برادر، مادر، پدر، زن و فرزندان خود فرار می‌كند(یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَأُمِّهِ وَأَبِیهِ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِیهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ(عبس: 34- 37)).

 خلاصه قیامت، روز فرار است؛ درباره انگیزه فرار انسان از نزدیک‌ترین افراد، مى‌توان گفت، مى‌گریزد تا مبادا آن نزدیکان از حقوق خود مطالبه كنند و او را گرفتار سازد. مى‌گریزد تا مورد تقاضاى آنان قرار نگیرد. مى‌گریزد تا رسوایى او را نفهمند. مى‌گریزد تا به كار خود برسد و تكلیفش زودتر روشن شود.

 در روزی که روابط خویشاوندى، در قیامت گسسته می‌شود و هركس به فكر نجات خویش است و فرصت براى پرداختن به كار دیگران نیست، می‌گوییم: «یَا فاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ». 

تاریخ حضرات انبیاء و ائمه(ع) نشان می‌دهد گاهی اوقات صِرف فرزند معصوم بودن، افتخارآفرین نیست،آنچه شرافت اعظم برای حضرت معصومه(س) محسوب می‌شود، ایفای نقش، رسالت، مأموریت و مسئولیت الهی به بهترین شکل از جانب ایشان بوده است

شنبه 7 خرداد 26 شوال روز قانون و آغاز هفته مجلس

البته فرصت بسیار کم است تشکر میکنم ازخدمات خالصانه نمایندگان محترم مجلس اشاره ای کنم به دیدار نمایندگان محترم با مقام معظم رهبری در چهارشنبه گذشته که شاخصهای نماینده و مجلس انقلابی را به زیبایی بیان فرمودند 8شاخص بیان فرمودند که سرآمد همه آنها انقلابی ماندن بهتر از انقلابی بودن است .

فرمودند:بعضی افراد در سالهای اول انقلاب بسیار پر شور و حرارت و به تعبیری سوپرانقلابی بودند اما استقامت و طاقت ماندن در این راه را نداشتند و نتوانستند در مسیر بمانند بنابراین مشکل‌تر از انقلابی بودن، انقلابی ماندن فردی و جمعیِ مجلس است.

از یک‌ سو دشمنان بیرونی و عوامل داخلی آن‌ها تلاش دارند با انگ «تندرو» و یا «افراطی‌گری» و بهره‌گیری ازجنگ نرم، نیروهای مؤمن به انقلاب را منفعل و در جامعه منزوی کنند و از سوی دیگر غفلت شخصیت‌ها و نهادهای اثرگذار نظیر حوزه‌های علمیه،نهادهای انقلابی مثل مجلس شورای اسلامی،دانشگاهها، آموزش وپرورش، سبب کم‌رنگ شدن و یا کم‌فروغ شدن آن شاخصه‌ها شوندو آن زمان است که باید خطر انحراف را جدی گرفت.

واقعاً چه اتفاقی روی داده است که رهبری چندی ییش در جمع طلاب و اندیشمندان دینی کشور، ذردیدارنمایندگان خبرگان رهبری ،دردیدار اقشار مختلف وامروز هم دردیدارنمایندگان مجلس شورای اسلامی بر این نکته تأکید می‌کنند که باید انقلابی ماند و از انقلاب دفاع کرد.

انقلابی ماندن به عنوان یکی از شاخص های مهم که نشانه پایبندی به ارزش های انقلاب است، آن هم در شرایطی است که عده ای در داخل و خارج از کشور تلاش دارند انقلاب را از «انقلاب» تهی کنند.باید هوشیار تر عمل کنیم{تکبیرنمازگزاران}

به نظر می رسد که رهبر معظم انقلاب احساس می کنند در یک عرصه هایی این فضا یا کم رنگ شده یا در آستانه کم رنگ شدن است و این خطر است. تجربه ثابت کرده در طول 43سالی که از انقلاب گذشته هر وقت انقلابی عمل کردیم پیشرفت داشتیم و هر وقت انقلابی عمل نکردیم، آسیب دیدیم.

سه‌شنبه 10 خرداد 29 شوال روز جهانی بدون دخانیات

اعتیاد یــک بیمارى اجتماعی است که عوارض جسمى و روانى دارد و تا زمانى که بـه علل گرایش بیمار توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتیجه‏ بخش خواهد بود و فـــرد مـــعتاد دوباره گرفتار مواد اعتیاد آور می‏ گردد. اعتیاد به موادمخدر یکى از مهمترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب رکود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى‌گـــــردد.

جمعه 6 خرداد 25 شوال شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام (148 هـ ق)

نرخ گندم و نان روز به روز در مدینه بالا می‌رفت. نگرانی و وحشت بر همه مردم مستولی شده بود. آن کس که آذوقه سال را تهیه نکرده بود در تلاش بود که تهیه کند، و آن کس که تهیه کرده بود مواظب بود آن را حفظ کند. در این میان مردمی هم بودند که به واسطه تنگدستی مجبور بودند روز به روز آذوقه خود را از بازار بخرند. امام صادق(ع) از «مُعَتِّب» وکیل خرج خانه خود پرسید:ما امسال در خانه گندم داریم؟

بلی یا ابن رسول الله، به قدری که چندین ماه را کفایت کند گندم‌ ذخیره داریم.آنها را به بازار ببر و در اختیار مردم بگذار و بفروش.یا ابن رسول الله، گندم در مدینه نایاب است، اگر اینها را بفروشیم دیگر خریدن گندم برای ما میسر نخواهد شد.همین است که گفتم، همه را در اختیار مردم بگذار و بفروش.

مُعَتِّب دستور امام(ع) را اطاعت کرد، گندم‌ها را فروخت و نتیجه را گزارش‌ داد.

امام(ع) به او دستور داد: بعد از این نان خانه مرا روز به روز از بازار بخر. نان خانه من نباید با نانی که در حال حاضر توده مردم مصرف‌ می‌کنند تفاوت داشته باشد. نان خانه من باید بعد از این نیمی گندم باشد و نیمی جو. من بحمدالله توانایی دارم که تا آخر سال خانه خود را با نان‌ گندم به بهترین وجهی اداره کنم، ولی این کار را نمی‌کنم تا در پیشگاه‌ الهی مسئله «اندازه‌گیری معیشت» را رعایت کرده باشم (أُحِبُّ أَنْ یَرَانِیَ اللَّهُ قَدْ أَحْسَنْتُ تَقْدِیرَ الْمَعِیشَةِ).

آنچه از سیره معیشتی و اقتصادی امام صادق (ع)استفاده میشود، انصاف‌ورزی اسلامی است. انصاف، فضیلتی است که به بیان روایات «هیچ عدالتى چون انصاف نیست‌»(لَا عَدْلَ كَالإِنْصَافِ(بحار الأنوار، ج78، ص165) و به فرمایش آن حضرت، سخت‌ترین واجباتى كه خداوند بر بندگان خود واجب فرموده است، رعایت انصاف برای مردم است(أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ‌ اللَّهُ‌ عَلَى‌ خَلْقِهِ‌ فَذَكَرَ ثَلَاثَةَ أَشْیَاءَ أَوَّلُهَا إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ(الكافی، ج‌2، ص145). انسان از راه‌های مختلفی می‌تواند به خداوند نزدیک شود، یکی از این راه‌ها داشتن انصاف است(إِنَّكَ إِنْ أَنْصَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ أَزْلَفَكَ اللَّهُ(غررالحکم، ص172)).

همانطور که شرایط و وضعیت اقتصادی و معیشتی عمومی تعریف چندانی ندارد، و گرانی و تورم بالا، حتی وضعیت اجتماعی مردم را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین می‌دانیم که راه علاج این وضعیت نامطلوب اقتصادی، نیازمند اجرای اصلاحات گسترده اقتصادی است که بسیاری از کارشناسان این اصلاحات اقتصادی را، جراحی اقتصادی می‌نامند چرا که همراه سختی‌های فراوانی است و دولت سیزدهم با شجاعت وارد کارزار این عملیات بزرگ اقتصادی شده است. در این شرایط بهترین اتفاق و معاضدتی که می‌تواند سختی‌های این دوران را تا حدود زیادی هموار سازد، همین سیره الهی امام صادق(ع) است.که همه انصاف را رعایت کنند.

ذکر مصیبت

منصور دستور داد: بروید امام جعفر صادق(ع) را بیاورید. چه کردند با پسر فاطمه ، چه خون ها که به دل فرزندان فاطمه نکردند ، شبانه امام صادق را با سر و پای برهنه بردند قصر منصور

 آمد درب خانه امام صادق گفت:آقا من مأمورم شما را ببرم. فرمود: مانعی ندارد. پس بگذار من به اتاق بروم و لباس بپوشم. گفت: نمی شود آقا. هر چه آقا اصرار کرد مأمور بی ادب قبول نکرد. با آن وضعیت از خانه بیرون آمدند.  این پسر رذل سوار بر استر شد امام صادق(ع) پیرمرد هم پیاده به راه افتاد. این جوان هی استر را تند می راند. محمد بن ربیع می گوید: یک وقت نگاه کردم دیدم از بس آقا دویده نفسهایش به شمارش افتاده. عرق بر پیشانی آقا نشسته است.

روز شهادت امام صادق (ع) است ، یک لحظه چشم دل باز کن قبرستان بقیع را مقابل چشمانت مجسّم کن ، قربان ائمه مظلوم بقیع ، قربان قبر بی شمع و چراغ امام صادق

 شبانه امام صادق را با سر و پای برهنه بردند قصر منصور،همه شنیدید سه بار منصور بی حیا شمشیر بلند کرد،اما هر سه باز شمشیرش رو انداخت زمین،وقتی ازش سئوال کردن چرا نزدی،چرا کار رو تموم نکردی، گفت:هر سه بار پیغمبر رو دیدم،ایستاده جلوم غضب کرده 

می دانم الان دلهایتان دارد بهانه می گیرد. بگویم؟ می گویم: یا رسول الله! ای کاش یک سری هم به کربلا می آمدی. یا رسول الله ای کاش  یک سری هم به گودال قتلگاه می زدی. رسول خدا! اگر شما نیامدید زینب(س) آمد. زینب(س) با یک عده زن و بچه آمد. یک عده زنهای داغ دیده آمدند. ای خدا! بالای بلندی رسید. دید لشکر دور حسین(ع) را محاصره کرده است. شمشیر دار با شمشیر می زند، نیزه دار با نیزه می زند. عصا دار با عصا می زند. آنهایی هم که حربه ای نداشتند آنقدر سنگ به بدن مقدس ابی عبدالله زدند. 

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من
همه رفتند فقط مادر تو مانده و من

سر و انگشتر و انگشت به غارت بردند
پاره های بدن بی سر تو مانده و من
بوسه باید به روی گونه نشیند اما
چاره ای نیست، رگ حنجر تو مانده و من

اینجا بود که حضرت خم شد لبها را گذاشت به رگهای بریده ! بوسیدم آنجایی که پیغمبر نبوسید ، علی نبوسید ، زهرا نبوسید…..

والســــــــــــــــــلام علیـــــــــکم ورخمةاللـــــــــــــــه وبرکاته

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

-- بارگیری کد امنیتی --