اخبار ویژه
خانه / خطبه های نماز جمعه / حجه الاسلام والمسلمین استیری امام جمعه حسن آبادفشافویه: نگاه فرهنگ غربى به زن يك نگاه اهانت آميز است.

حجه الاسلام والمسلمین استیری امام جمعه حسن آبادفشافویه: نگاه فرهنگ غربى به زن يك نگاه اهانت آميز است.

نمازپرصلابت جمعهاینهفته 23/05/1394 باحضوراقشارمختلف مردم وبه امامت حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا استیری امام جمعه محترم درمصلی امام خمینی حسن آباد برگزارگردید .ایشان دربخشی ازسخنان خوددرخطبه اول گفتند:در تمام ادیان الهى روابط انسان ها با  یکدیگر، از جمله روابط زن و مرد نامحرم، تابع حدود و ضوابطى است که چنانچه این روابط از چارچوب ضابطه مند خود خارج شود، آسیب هاى آن، فرد، خانواده و جامعه را درگیر خواهد نمود

درادامه خطبه اول به چهار مطلب اشاره کردند:: اینکه حیا یک امر فطری است. اینکه خداوند حیا را به همه داده است و هیچ فرقی هم بین مؤمن و کافر نگذاشته است. یعنی اینطور نیست که بگویی: خدا به او داده است ولی به من نداده است. حیا هم دو نقش دارد، هم پوشش زشتیهای نفسانی انسان است و هم به انسان جلوه میدهد، این لباس به تو زینت میبخشد.

خطیب محترم جمعه دربخشی ازخطبه دوم بااشاره به روز دختران اظهارداشتند: داشتن هویت برای زن چه در اسلام و چه در غیراسلام، یکی از بحث‌های اساسی است. یعنی زن چه مسلمان و چه غیرمسلمان باید هویت داشته باشد تا بتواند مادر، همسر، دختر و یک انسان به نام زن باشد. اگر هیچ ‌کاری هم نخواهد در اجتماع انجام دهد، لازمه‌ی همین که می‌خواهد نقش زن را در اجتماع ایفا کند، این است که خود را بشناسد و بفهمد که کیست.

 

عناوین خطبه اول:

1-      یکی از مهم ترین عوامل خودنظم دهی که دین معرّفی می کند، حیاست

2-«حیا» موهبتی الهی و امری فطری است

عناوین خطبه دوم:

1-      زن چه مسلمان و چه غیرمسلمان باید هویت داشته باشد تا بتواند مادر، همسر، دختر و یک انسان به نام زن باشد.

2-     نگاه فرهنگ غربى به زن يك نگاه اهانت آميز است. اسم آن را آزادى مى گذارند، لكن در حقيقت آزادى نيست

مشروح خطبه اول:

بسم الله الرحمن الرحیم 

images

اوصیکم عبادالله ونفسی بتقوالله فان خیرالزادالتقوا

درهفته های گذشته روايتي از پيامبر (ص) عرض کردم که پیرامون مواردی بودکه اعمال خوب را نابود مي کند و به دوري از خدا و نزديکي به شيطان مي کشاند .سه مورد ازموارد شش گانه را عرضه داشتم که عبارت بودازاشتغال به عيوب خلايق ،قساوت وسنگدلی ودنیا طلبی بود.

اما مورد چهارم:

 « وقلة الحياء »: بي باکي و بي حيائي

مورد چهارم از موارد حبط و نابود کردن اعمال خوب ، بي باکي و بي حيائي است .

یکی از مهم ترین عوامل خودنظم دهی که دین معرّفی می کند، حیاست . از دیدگاه اسلام، حیا در نظام تربیتی انسان ازجایگاه والایی برخوردار است. این صفت در ساختار روانی انسان جایگاه ممتاز دارد و حکایت گر اهمیت فوق العاده آن در موفقیّت انسان است .

در تمام ادیان الهى روابط انسان ها با یکدیگر، از جمله روابط زن و مرد نامحرم، تابع حدود و ضوابطى است که چنانچه این روابط از چارچوب ضابطه مند خود خارج شود، آسیب هاى آن، فرد، خانواده و جامعه را درگیر خواهد نمود

در مباحث اخلاقی، رذیلهای تحت عنوان «وقاحت» مطرح است گاهی در ارتباط با شهوت قرار میگیرد و منشأش شهوت است و گاهی منشأش غضب است. «وقاحت» از نظر لغت، به معنای «بیشرمی» است

علمای اخلاق، وقتی وقاحت را از نظر اصطلاح تعریف میکنند، میگویند: «وقاحت عبارت است از عدم مبالات نفس نسبت به ارتکاب محرّمات شرعیّه، قبایح عقلیّه و عرفیّه». «عدم مبالات نفس از ارتکاب» به تعبیر ما یعنی «پررویی». اگر انسان، کاری را که از دیدگاه عقل ،شرع وعرف زشت است انجام دهد، و اصلاً هم به روی خود نیاورد و برایش اهمیت نداشته باشد، انسان پررو و بیحیایی است. از نظر درونی، برای چنین کسی ذرّهای ناراحتی ایجاد نمیشود.

منشأ این که یک نفر با این که میگوید: من معتقد به معاد و نبوّت و همه اینها هستم، در عین حال گناهی میکند و از نظر درونی هم هیچ ناراحتی برایش ایجاد نمیشود، منشأ این عدم مبالات نفس، بیحیایی است. حالا چه شده که او بیحیا شده است، بحث مفصّلی است که به آن بحث میرسم و صحبت میکنم.

روایتی در اصول کافی به نام حدیث عقل و جهل است که در آن بیش از هفتاد جنود عقل و جهل را شمرده است. لشکر عقل چیست؟ لشکر جهل چیست؟ در آنجا هم مسأله حیا مطرح هست. 

بحثحیا بحث اساسیومهمی استومبتلابهجامعهمامیباشدحالامنبرایتانچندروایتعرض میکنم:یک؛ « الْقِحَّةُ عُنْوَانُ الشَّرِّ »(غررالحكم،ص257)عنوانهمهزشتیهاوقاحتوبیشرمیاست. «عنوان» یعنی «تیتر»،یعنیاگربخواهیبرایشرور،یکتیتربگذاری،آنبیحیاییاست. همهشرورزیرمجموعهبیحیاییاست.

حالاروایتدیگریکهخیلیروشنتراست،میفرماید: « رَأْسُ كُلِّ شَرِّ الْقِحَّةُ » غررالحكم،ص257

سرآمدهرشریبیحیاییاست. یکروایتازامامصادق(علیهالسلام) استکهمیفرماید: «الْوَقَاحَةُصَدْرُالنِّفَاقِوَالشِّقَاقِوَالْكُفْرِ»    بحارالأنوار،ج68،ص336 سرآمدهمهاینهابیحیاییاست،یعنیسرآمدنفاق،شقاقوکفرایناست.

روایاتدونوعاست،یکدستهوقاحترامطرحمیکند،مثلاینروایاتیکهالآنخواندمودرموردباخودوقاحتبود. دریکدستهازروایات،ضدّشراوطرحمیکنندومیگویند: «لَاإِيمَانَلِمَنْلَاحَيَاءَلَهُ» بیشرمایمانندارد. اینضدّوقاحتاست. روایتیازپیغمبراکرماستکهفرمودند: «قالرسولالله(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): الحیاهوالدینکلُّه» پیغمبربااینسخن،کارراتمامکرد. اصلاًدینحیااست. لذاآنروایتیکهازامامصادق(علیهالسلام) خواندمدربابوقاحتکهفرمود: صدرنفاقوشقاقوکفر،بیحیاییاست،همهباهمدیگرهمسواست. وقاحتودرمقابلشحیا،درتخریبوسازندگیانساننقشاساسیداردکهاگرحیانباشد،دستماهمازانسانیّتخالیاستوهمازالهیّت. نهانسانهستیمونهمتدیّن

چهارنکته عرض کنم

1-«حیا» موهبتیالهیوامریفطریاست

تذکّراوّل؛ازمجموعهمعارفما،بهخصوصمباحثکلامی،ایننکتهبهدستمیآیدکه «حیا» یکامرفطریاست. یعنیحیایکموهبتوودیعهالهیاست. برایهمیناستکهصدرالمتألهینمیگوید: «والحیاءغریزۀانسانیّۀ» حیاغریزیاست،یعنیاینکهاکتسابینیست. مایکامورفطریداریمکههمراهباخلقتمااست،آمیختهبهخلقتمااست. همانگونهکهدربُعدمعنوی،انسانموحدخلقشدهاست، «كُلُّمَوْلُودٍيُولَدُعَلَىالْفِطْرَةِ» هرانسانیکهبهدنیامیآیدموحداست،دربعداخلاقیهم «باحیا» خلقشدهاست.

مادرروایاتمانهمداریم،که «حَتَّىيَكُونَأَبَوَاهُيُهَوِّدَانِهِوَيُنَصِّرَانِهِ»(بحارالأنوار،ج 3،ص 281)فرزنددردامنپدرومادرکهمیآید،انحرافازفطرتپیدامیکندوازمسیرتوحیدخارجمیشود.

مناینمسألهراعرضکردمکهبدانیدانسانباحیاخلقمیشودولیازوقتیکهبادیگرانارتباطپیدامیکندانحرافپیداکردهوبیحیامیشود. انحرافدرروابطپدیدمیآیند،والّاانسانخودش،مفطوربهتوحیدوحیااست. فطرتاوّلیّهانسانخداجووخداخواهاست. یعنیهرانسانیکهبهدنیامیآید،خداونداینموهبتیعنیحیارامثلبقیّهفطریّات،بهاوعطاکردهاست. لذاصدرالمتألهینمیگوید: «غریزۀانسانیّۀلااکتسابیّۀ»

اصلاًمابهالامتیازانسان،ازسایرحیوانات «حیا» است. یعنیدرحیواناتحیانیست،اینموهبتالهیّهدرآنهانیستولیدرانسانهست؛بههمینخاطرانسانازدیگرحیواناتجداشدهاست. بهتوحیدمفضّلازامامصادق(علیهالسلام) مراجعهکنید! حضرتخطاببهمفضّلمیفرماید: ب (انْظُرْيَامُفَضَّلُإِلَىمَاخُصَّبِهِالْإِنْسَانُدُونَجَمِيعِالْحَيَوَانِمِنْهَذَاالْخَلْقِالْجَلِيلُقَدْرُهُالْعَظِيمُغَنَاؤُهُأَعْنِيالْحَيَاءَ) حارالأنوار،ج 3،ص81؛ا یشانخیلیصریحمیگویدکهآنچهغیرازبقیهحیوانات،تنهابهانساناختصاصدادهشدهاست،چیست؟ «الحیاء» حضرتآنقدرواضحمطلبراگفتندکهدیگرجایهیچشکوشبههایدرآننماند. منبعداًبهآیاتمیرسمکهدرآنجابحثهایدیگریمطرحاست.

قرآن کریم با بیان داستان آدم و حوا در دو سوره (اعراف: 22؛ طه: 121) به صورت غیرمستقیم فطرى بودن حیا را گوشزد مى نماید، آن گاه که مى فرماید: «فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یخْصِفانِ عَلَیهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ» (اعراف: 7)؛ همین که آدم و همسرش از آن درخت ممنوع چشیدند، بلافاصله لباس هایشان از تنشان فرو ریخت و اندامشان آشکار گشت. هنگامى که آدم و حوا چنین دیدند، بلافاصله از برگ هاى درختان بهشتى براى پوشیدن اندام خود، استفاده کردند.

 

پسایننکتهاوّلبودکهحیایکامراکتسابیمانندبرخیازملکاتانسانکهکسبشدنیاستوبهدستمیآید،نیست. گاهیانسانخودشملکهایراتحصیلمیکندوبهدستمیآورد،امّا «حیا» بهدستآوردنینیست،امریخدادایاستکهخداوندبههرانسانیدادهاست.

2-«حیا» یکامرفراگیروهمگانیاست

مطلبدومهمگانیبودنحیااست. اوّلاینکهحیاغریزیاستیعنیفطریوموهبتیالهیاست،دوماینکههمگانیاست. اینطورنیستکهحیارافقطبهمؤمندادهباشدوکافرحیانداشتهباشد. اصلاًوابداًچنینحرفیدرستنیست. خداوندحیاراهمبهمؤمندادهاستوهمبهکافر. خدادرفطرتونهادهرموجودیکهمابهآن «انسان» میگوییم،حیاراقراردادهاست.

منحالایکروایتبخوانم. روایتازامامصادق(علیهالسلام) استکهحضرتفرمودندکهحضرتعیسیفرمودهاست: «فَإِنَّاللَّهَتَعَالَىقَسَّمَالْحَيَاءَكَمَاقَسَّمَالرِّزْقَ»وسائلالشيعة،ج 20،ص 135

اینروایتچهقدرزیبااست! خداوندحیارابینانسانهاتقسیمکرده،همانطورکهروزیراپخشکردهاست. نگاهکنید! اینتشبیه،خیلیزیبااست. مگرخدافقطبهمؤمنروزیمیدهد؟اوبهکافرهمروزیمیدهد. روزیرساناواست. دراینمطلبکههیچشبههاینیست؟روزیرااومیدهد،توروزیراتحصیلنمیکنی،روزیرافقطاومیدهد،اوروزیبندگانراقسمتکردهاست. دیگرصحبتایننیستکهمنراقبولدارییاقبولنداری؟موحّدباشد،مشرکباشد،هرچهباشد،بههمهروزیمیدهد. حیاراهمبههمهدادهاست. میخواستماینراعرضکنمکهحیاءهمگانیاست. اینطورنیستکهشماخیالکنیدخدافقطبهبعضیازبندگانشحیامیدهد.

اینروایتچهبسابازهماشارهبهاینمسألهداشتهباشدکهحیا،امریموهبتیاست؛چونفرمود: «إنّاللهتبارکوتعالیقسَّمالحیا» «خداوند» حیارامیانبندگانشتقسیمکرد. اینهادوچیزاست: یک؛حیاامرموهبتیوالهیاستودیگراینکههمگانیاست.

اینطورنیستکهماشکایتکردهوبگوییم: چه کارکنم؟! خدابهمنحیاندادهاست. توالحمدللهآدمباحیاییهستیوایناشکالنیستکهخدابهماحیاءنداده،لذامنبیحیاهستم. چونیکیازبزرگترینمشکلاتجامعهماهمیناست. که میگه من اینجوریم دیگه!!

3-«حیا» پوششنفسانساناست

مطلبسوم؛نقشحیادررابطهباروحونفسانساناست. حیاچهنقشیدارد؟اینکهخدابههمهماحیادادهاستبرایچیست؟ماازمجموعهآنچهکهدربابحیاداریماینمسألهرادرمییابیمکهحیانقشپوششیبراینفسانساندارد. مثلیکپوششبرروینفس،یعنیشهوتوغضباست. مااینمطلبرادرروایاتمتعددهداریم؛بهخصوصازامیرالمؤمنین(علیهالسلام) استکهفرمودند: «مَنْكَسَاهُالْحَيَاءُثَوْبَهُلَمْيَرَالنَّاسُعَيْبَهُ»( وسائلالشيعة،ج 12،ص 167)هرکسلباسحیارابهتنکند،دیگرانعیوبشرانمیبینند. روایتدیگرینظیراینروایتاستکهحضرتدرجایدیگرمیفرمانید: «وَمَنْكَسَاهُالْحَيَاءُثَوْبَهُاخْتَفَىعَنِالْعُيُونِعَيْبُه‏»( وسائلالشيعة،ج 12،ص 168)هرکهلباسحیابرتنکند،عیبهایشازمردممخفیمیماند. اینهمانمضمونروایتقبلیاست. «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ».  (الكافي، ج2، ص106  )کسی که حیا ندراد، ایمان ندارد. در روایتی پیغمبر میگوید: «لا دینَ لِمَن لا حَیاءَ لَه» هرکس حیا ندارد، اصلاً دین ندارد.

روایتدیگرهمازعلی(علیهالسلام) استکه: « أَحْسَنَ مَلَابِسِ الدِّينِ الْحَيَاءِ »( غررالحكم،ص 257)بهترینلباسهایدین،حیااست. درروایاتقبلیاصلاًبحثدینمطرحنبود،کلّیبودوراجعبههمهانسانهابود. نفس،وقتیتعادلشراازدستمیدهد،خرابکاریمیکند. حیامثلیکپوششاستکهروینفسمیآیدوشهوتوغضبرامهارمیکند. چونوقتیاینقواازتعادلخارجشود،آبروی انسانرامیبردوعیوبنفسانیبروزمیکندوظاهرمیشود.

عیوبنفسانیانسانکجاظاهرمیشود؟مثلاًتافلانیراعصبانی نکردی،نمیفهمیکهچهکارهاست. وقتیعصبانیشد،تازهمیبینیکهنعوذباللهچهحرفهایزشتیازدهانشدرمیآید،وچهرذالتهاییکهازاوبیرونمیریزد. یااینکهتابهجایینرسیدیکهبهمنافعمادّیدنیاییفردبرخوردداشتهباشی،خیلیبااورفیقهستی. اماهمینکهیکبحثمادیمطرحشدخواهیدیدکهچگونهبرایپولومنافعخودشتورالگدمالمیکند.

حیاءعامل زینت انسان است

همهحرفهاییراکهگفتم،میخواهمازاینآیهاستخراجکنم. « يابَنيآدَمَقَدْأَنْزَلْناعَلَيْكُمْلِباساًيُواريسَوْآتِكُمْوَريشاًوَلِباسُالتَّقْوى ذلِكَخَيْرٌذلِكَمِنْآياتِاللَّهِلَعَلَّهُمْيَذَّكَّرُونَ»( سورهمبارکهاعراف،آیه 26)خطابآیه «یابنیآدم» است،یعنیهمهانسانهامخاطباینپیامالهیهستند. «یاایهاالذینآمنوا» نیست. «قدانزلناالیکم» «انزل» اینجابهمعنایخلقاستیعنیمابرایشماخلقکردیم. شایدبرایبعضیقبولاینمعناسختباشدولیمادرمواردمتعددیداریمکهازخلقبالفظ «نزول» تعبیرشدهاست. مثلاًدرجاییفرمود: « وَأَنْزَلْنَاالْحَديدَفيهِبَأْسٌشَديدٌوَمَنافِعُلِلنَّاس‏…»( سورهمبارکهحدید،آیه 25)ماآهنرافرستادیم،اینآیهبهاینمعنانیستکهواقعاًآهنهاازآسمانپایینریخت،چوناگراینطوربودکهخیلیازسرهامیشکستوخیلیهاازبینمیرفتند. معنایآیهایناستکهماآهنرابرایشما «خلقکردیم». یادرجایدیگرمیفرماید: « وَأَنْزَلَلَكُمْمِنَالْأَنْعامِثَمانِيَةَأَزْواجٍ»( سورهمبارکهزمر،آیه 6)یعنیمابرایشماهشتجفتچهاپاخلقکردیم. اینهابهمعنایخلقاستوماآیاتزیادیدراینرابطهداریم. «یابنیآدمقدانزلناعلیکمأیخلقنالکم»

ازاینجامعلوممیشودکهمسألهدربارهامریموهبتی،فطری،الهیوخلقتیاست. گفتیمپوششدونقشدارد: یکاینکه؛ «یُواریسوئاتکم» زشتیهایتانرامیپوشاندودو؛ «وریشا» شمارازیبامیکند. «ریشا» یعنیزیباییوزینت. اینهمان «حیا» است.

بعدمیگوید: «ولباسالتقویذلکخیر» لباستقوابهتراست. چرااینهاراازهمدیگرجدامیکند؟چونحیاامریموهبتیاستولیتقواامریاکتسابیاست. بایدزحمتبکشیتاتقوارابهدستبیاوری؛ایمانمستمروعملمکررموجبمیشودکهملکهتقوابرایانسانپیداشود. لذاخودتبایدواردعملشوی. امّاحیاخدادادیاست. برایهمینآیه،ایندوراازیکدیگرجدامیکند.

اینکهمیگوید: تقوابهتراستبرایایناستکهتقوااخصّازحیااستومنانشاءاللهراجعبهاینمسألهبعداًصحبتمیکنم. حیاهمگانیوفراگیراستولیتقوایکمحدودهخاصخودشرادارد. بعدهممیگوید: «ذلکمنآیاتاللهلعلکمیذکرون».

چهارمطلبراگفتم: اینکهحیایکامرفطریاست. اینکهخداوندحیارابههمهدادهاستوهیچفرقیهمبینمؤمنوکافرنگذاشتهاست. یعنیاینطورنیستکهبگویی: خدابهاودادهاستولیبهمنندادهاست. حیاهمدونقشدارد،همپوششزشتیهاینفسانیانساناستوهمبهانسانجلوهمیدهد،اینلباسبهتوزینتمیبخشد.

مشروح خطبه دوم:

خطیب محترم جمعه پس ازتوصیه به تقوا به مناسبتهای هفته پرداختند:

يكشنبه1 ذى القعده ولادت باسعادت حضرت فاطمه معصومه(س) (173 ه.ق) – روز دختران

آغاز دهه كرامت

حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دارای شخصیتی رفیع و والا مقام میباشد به طوری كه ائمه طاهرین علیهم السّلام از این بانو، با جلالت و تكریم یاد كردهاند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلكه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه علیهم السّلام آمده و از مقام والای او سخن گفتهاند كه به بعضی از آنها اشاره میشود.

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام، دارای فضائل متعددی هستندكه گستردگی شفاعت،یکی ازآن فضائل است که  بعد از حضرت زهرا سلام الله علیها هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام الله علیها نمیرسد.

سالروز ولادت حضرت معصومه (س)به روزدخترنامگزاری شده است که نباید به صرف برگزارى جشن و سرور و سرگرم شدن به تعريف و تعارفها و دادن و گرفتن هدايا با همه جذابيتى كه دارداکتفاءکنیم که اگر اینگونه شودناخواسته مرتکب ظلم بزرگی به دختران ومادران آینده این جامعه شده ایم! لذا توجه دادن دختران جامعه را به واقعیتهای زندگی وامورحاکم برجامعه ونقشی که میتوانند دراین زمینه داشته باشندلازم وضروری است

داشتن هویت برای زن چه در اسلام و چه در غیراسلام، یکی از بحث‌های اساسی است. یعنی زن چه مسلمان و چه غیرمسلمان باید هویت داشته باشد تا بتواند مادر، همسر، دختر و یک انسان به نام زن باشد. اگر هیچ ‌کاری هم نخواهد در اجتماع انجام دهد، لازمه‌ی همین که می‌خواهد نقش زن را در اجتماع ایفا کند، این است که خود را بشناسد و بفهمد که کیست.

 قرآن می‌گوید در حرف زدن، نگاه کردن، راه رفتن و ارتباط با نامحرم مراعات کنید. وقتی حضرت مریم احساس می‌کند روح‌القدس آمده و ممکن است نامحرم باشد، به خدا پناه می‌برد.

مهم‌ترین مسئله هویت زن است. اگر زن خود را پیدا کند، همه‌ی مسائل حل می‌شود. حال خود را کجا می‌تواند پیدا کند؟ در دامن «مدونا»، خواننده‌ی خارجی، یا هنرپیشه‌های خودمان یا زنی که زیباتر و جلوه‌گرتر باشد؟ عمل کردن بینی، چانه، گونه، استفاده از لباس‌های متنوع و آرایش به خاطر این است که دیگران را جذب کنند، زیرا زنان بی‌هویت هستند.

اینجاست که وظیفه مسؤلین سنگین تر میشودچرا که در جامعه‌ی ایرانی، باید سبک زندگی اسلامی و هویت اسلامی را به زن معرفی کنیم یا خدای ناکرده هویت غربی را؟ 

صد سال است كه فرهنگ غربى به پشتوانه ى پول و زور و سلاح و ديپلماسى، سعى مى كند فرهنگ غربى را و اسلوب زندگى غربى را بر جوامع اسلامى در ميان زنان تحميل كند. صد سال تلاش شده است براى اين كه زن مسلمان را از هويت خود بيگانه كنند. تمام عوامل اثرگذارى و قدرت به كار رفته است: پول، تبليغات، اسلحه، فريبنده هاى گوناگون مادى، استفاده ى از غرائز طبيعى جنسى انسان؛ همه ى اين ها را استخدام كرده اند براى اين كه زن مسلمان را از هويت اسلامى خود دور كنند.

اساس فرهنگ غرب اين است كه زن را به عنوان يك كالا، به عنوان يك وسيله ى تمتع براى مرد در جامعه عرضه بكند

نگاه فرهنگ غربى به زن يك نگاه اهانت آميز است. اسم آن را آزادى مى گذارند، لكن در حقيقت آزادى نيستنگاه غرب به زن، نگاهى است منحط، ناقص، گمراه كننده و غلط. نگاه اسلام به زن، نگاهى است عزت بخش، كرامت بخش، رشدآفرين، استقلال دهنده ى به هويت و شخصيت زن ،امروز يكى از مشكلات بزرگ دنياى غرب، متلاشى شدن خانواده هاست، افزايش فرزندان بى هويت است. اين ها گريبان غرب را خواهد گرفت.

چهارشنبه28 مردادكودتاى آمريكايى – انگليسى 28 مرداد براى بازگرداندن محمدرضا شاه خائن (1332 ه.ش(

‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏نبودن استقلال، با يك كشوراين‏طور عمل مى‏كند. هويّت ملى را از مردم آن كشور مى‏گيرد، افتخارات را از آن‏هامى‏گيرد، سابقه تاريخى را از آن‏ها مى‏گيرد، منافع مادّى آن‏ها را چپاول مى‏كند،هويّت فرهنگى و زبان آن‏ها را هم مى‏گيرد. اين وضع تسلّطِ يك قدرت بر يك كشور است.

تاريخصد سال پيش به اين طرف به شما عرض كنم. اين چهار نمونه به ما نشان مى‏دهد كه وقتىيك قدرت بيگانه بردستگاه‏هاى سياسى و فرهنگى يك كشور مسلّط شود، بر سر آن كشور وآن ملت چه مى‏آيد.

مشروطه،قالب و تركيب حكومتىِ انگليس بود. اين روشنفكران به‏جاى اين‏كه دنبال دستگاه عدالتباشند و يك تركيب ايرانى و يك فرمول ايرانى براى ايجاد عدالت به‏وجود آورند،مشروطيت را سر كار آوردند. نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه اين نهضتعظيم مردم كهپشت سرِ علما و به نام دين و با شعار دين‏خواهى بود، بعد از مدّت بسيار كوتاهىمنتهى به اين شد كه شيخ فضل‏الله نورى را در تهران به دار كشيدند. اندك زمانى بعد،سيد عبدالله بهبهانى را در خانه‏اش ترور كردند. بعد از آن‏هم سيد محمّد طباطبايىدر انزوا و تنهايى از دنيا رفت. آن‏وقت مشروطه را هم به‏همان شكلى كه خودشانمى‏خواستند برگرداندند؛ مشروطه‏اى كه بالاخره منتهى به حكومت رضاخانى شد!

نمونهدوم، خودِ حكومت رضاخان است. انگليسى‏ها قراردادى را با دولت قاجاريه در ميانگذاشتند كه بر اساس آن قرارداد، تمام مسائل مالى و تمام مسائل نظامى كشور ايران درقبضه انگليسى‏ها قرار مى‏گرفت.باتلاشمرحوم مدرس نتوانستند درمجلستصويب کنند فکرديگري کردند وديكتاتوري را بر سرِ كار آوردندتا امثال مدرّسها را قلع و قمع كند، با مردم با كمال خشونت رفتار كند، خواسته‏هاىانگليس را اعمال كند. لذا رضاخان را بر سرِ كار آوردند.

نمونهسوم، نمونه شهريور 1320 است كه رضاخان به‏وسيله حاميان قبلى خود از سلطنت عزل شد واز ايران بيرون رفت. محمّدرضا را بر سرِ كار آوردند؛ با قرار تسليم محض در مقابلانگليسى‏ها! هر كارى آن‏ها مى‏خواستند، انجام مى‏داد

نمونهچهارم پيش آمد و آن مرداد سال 1332 هجرى شمسى بود.بعدازآنکه مرحومآيت‏اللّه كاشانى را با ترفندهاى خودشان منزوى كردند، كنار زدندوحكومت مصدّق راسرنگون كردندكودتاى 28 مرداد را به‏وجود آورند و محمّدرضا را كه از ايران فرار

كرده بود، به ايران برگردانند. بيست‏وپنج سال بعد از آن، حكومت ديكتاتورى سياهپهلوى ادامه پيدا كرد.

  اين چهار مقطع ازتاريخکشور ما؛ عبرت‏انگيز است يعني نبايداجازه قدرت بيگانه در دستگاه‏هاى سياسى يا دردستگاه‏هاى فرهنگى نفوذ كند

امام جمعه محترم سالروز ورودآزادگان به میهن اسلامی را تبریک گفتند.

 (والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

-- بارگیری کد امنیتی --