اخبار ویژه
خانه / خطبه های نماز جمعه / حجه الاسلام والمسلمین استیری امام جمعه فشافویه:آمریکا به عنوان “سمبل شیطان بزرگ” در جهان کنونی برای افکار عمومی مردم جهان شناخته شده است.

حجه الاسلام والمسلمین استیری امام جمعه فشافویه:آمریکا به عنوان “سمبل شیطان بزرگ” در جهان کنونی برای افکار عمومی مردم جهان شناخته شده است.

مشروح خطبه های نمازجمعه حسن آبادفشافویه به امامت حجه الاسلام والمسلمین حاج آقااستیری امام جمعه محترم فشافویه

عناوین خطبه اول:

۱-بیان سه نکته اخلاقی که باشیعه بودن سازگارنیست

دروغگویی،خلف وعده وخیانت درامانت

عناوین خطبه دوم:

۱-سوره هل اتی سند مهم برای فضائل علی(ع)واهل بیت

۲- امر به معروف و نهی از منکر تکلیفی همگانی و ملی در جهت تضمین سلامت حیات اجتماعی.

۳-آمریکاسمبل شیطان بزرگ درجهان است

بسم الله الرحمن الرحیم

images

عِبَادَ اللَّهِ أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَیْکُمْ 

 عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَسَنِ بْنِ عَطِیَّهَ عَنْ یَزِیدَ الصَّائِغِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ إِنْ حَدَّثَ کَذَبَ وَ إِنْ وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِنِ ائْتُمِنَ خَانَ مَا مَنْزِلَتُهُ قَالَ هِیَ أَدْنَى الْمَنَازِلِ مِنَ الْکُفْرِ وَ لَیْسَ بِکَافِر( اصول کافى ج: ۳ ص: ۳۹۷ روایت: ۵)

انسان از ورود به این دنیا تا خروج از این دنیا به فرموده قرآن مجید با ابتلائات و آزمایش‌ها و مصائب و سختی‌ها و مشکلات و عقبه‌های مختلفی روبه‌رو است. خداوند متعال برای انسان زمینه‌هایی برای بروز استعدادها و به فعلیت رسیدن صفات عالی انسانی و رشد و کمال و پخته شدن انسان قرار داده است. یکی از این زمینه‌ها صبر در برابر خواسته‌های نفسانی است.

درخطبه اول پیرامون روایتی از امام صادق (ع)صحبت میکنم که روایت زیبایی است چرا که سه نکته اخلاقی را به ما گوشزد میکندکه درهمه مراحل زندگی باید موردتوجه قرارگیرد.

ترجمه حدیث: یزید صائغ می­گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: شخصی شیعه است ولی این صفات را دارد که وقتی سخن می­گوید دروغ می­گوید؛ آن هنگام که وعده­ای داده و قراری می­گذارد، خلف وعده می­کند؛ وقتی که چیزی نزد او به امانت بگذراند، خیانت در امانت می­کند. جایگاه ایمانی این مرد چیست؟

امام صادق علیه السلام فرمودند: جایگاه و منزلت او در ایمان در نزدیک­ترین محل به جایگاه کفر است، ولی هنوز کافر نشده است.

نکته اول: دروغ

کسی که یک دروغ بگوید، حالا فرقی نمی‌کند این دروغ را به خدا بگوید، به خلق خدا بگوید، به مردم بگوید، شوهر به زن‌ بگوید، زن به شوهر بگوید، فرقی ندارد.

دویست و هشتاد و سه بار خدا در قرآن گفته از دروغ و افترا بپرهیزید حتی به زن در خانه نمی‌شود دروغ گفت، او یک انسان است در مقابل شما، حق ندارید دروغ بگویید، اگر یک روایتی هم گفت که به زن در خانه دروغ بگویی عیبی ندارد، این روایت را بگذاری در مقابل دویست و هشتاد و سه آیه قرآن که علیه دروغ و افترا فریاد زده است اهمیت آن مشخص میشود.

بعضی چیزها عیب‌های خیلی بزرگ پیدا می‌کند، اگر هم اولش عیب نداشته باشد، بعداً پیدا عیب ظاهرمیشود چرا می‌گوید: دروغ به شوخی هم حرام است؟ برای اینکه مقدمه ورود به دروغ جدی است،

اگر انسان دروغ بگوید بوی بدی از این دهان به فضا می‌رسد که ملائکه عالم از استشمام این بوی بد چون‌ موجود زنده‌اند، چنان ناراحت می‌شوند که همه یک پارچه فریاد می‌زنند الهی این‌ دروغ‌گو را لعنت کن. حالا آدم در نماز دروغ بگوید، به پروردگار آنجا که می‌گوید:«إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»من بنده تو هستم اما خدا می‌بیند که او بنده شکمش هم هست، بنده هوایش هم است، بنده شرق و غرب هم است، خوب این دروغ است.

نکته دوم:خلف وعده کردن

“وعده دادن چون دِین به گردن گرفتن است. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند. وای بر آنکه وعده دهد و تخلف کند.”

من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیف اذا وعد؛ آن کس که به خدا و روز جزا ایمان دارد باید به وعده خود وفا کند. (اصول کافی، ج ۲/ص ۴۶۳، حدیث۲)

در همین رابطه امیر مومنان نیز می فرماید: ان الوفاء بالعهد من علامات اهل الدین؛ وفای به عهد از نشانه های مردم متدین است. (سفینه البحار، ج ۲/ ص ۵۷۶)

نکته سوم:خیانت درامانت

گرچه واژه امانت در بین مردم معمولاً در امانتهاى مالى بکار گرفته مى‏شود، اما در منطق قرآن مفهوم وسیعى داشته و شامل تمام شؤون زندگى بشر، اعم از اجتماعى، سیاسى و اخلاقى مى‏شود حتى گفتگوهاى جلسات خصوصى اشخاص هم امانت شمرده شده است. چنانکه خداوند متعال در هر چهار مورد که در قرآن اسمى از امانت به میان آمده، مطلق امانت را بیان داشته و به حفظ امانت و عدم خیانت در آن تأکید کرده است از جمله در آیه مورد بحث و آیه «انّ اللّه یَأْمُرُکُم أَنْ تُؤدُّوا الأماناتِ إلى أهلِها…» و آیه «والَّذِینَ هُم لأماناتِهِم وَ عَهْدِهِم راعُون»
همچنین اعمالى که خدا بندگانش را امین آنها قرار داده مثل واجباتى که مى‏گوید آنها را ناقص انجام ندهید، همه اینها امانتهاى الهى است که نباید با ترک آنها و ناقص کردن آنها، انسان به خدا و رسول و خود و جامعه اسلامى خیانت کند
مرحوم علاّمه طباطبائى(ره) مى‏نویسد:
«امانت خدا، دین حق او و امانت پیامبر، سنت حسنه آن حضرت و امانت‏هاى مردم در میان یکدیگر اعم از اموال و اسرار آنها و امانتهایى که مشترک بین خدا و رسول و مؤمنین است و امورى است که خداوند به آن امر کرده و پیامبر اجرا کرده و مردم از آن استفاده مى‏کنند(به نفع مردم است) مانند اسرار سیاسى و نظامى که اگر خیانت شود و آن اسرار فاش شود، آمال دین ضایع مى‏شود و…»

گفته شده است که هرکس چیزى از دین را ترک و آن را ضایع کند، به خدا و رسول او خیانت کرده است.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: آیه المنافق ثلاث اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان؛ نشانه منافق سه چیز است: دروغگویی، پیمان شکنی، و خیانت در امانت. (المستدرک، ج ۱/ ص ۸۹۱)

همه ادیان مقدس الهی، خصوصاً اسلام در تقویت این صفت نیک توصیه های فراوان کرده اند.
در روایات، این تعبیر کنایی است و وقتی نمی­خواستند بگویند چه کسی است، این تعبیر را کرده و می­گفتند: «رجلٌ عَلی هَذا». با اینکه این شخص شیعه است و شما را به امامت قبول دارد، ولی سه عمل را به راحتی انجام می­دهد: ترسی از دروغ گفتن ندارد؛ همان موقع که وعده­ای می­دهد، قصد عمل به آن وعده را ندارد، و به امانتی که نزد او گذاشته شده است چه مالی و چه غیر آن باشد، خیانت می­کند. چنین انسانی نزدیک ترین جایگاه به کفر را دارد.

این اعمالی که به نظر مهم نمی­آید، ایمان را فرسایش می­دهد، به گونه­ای که اگر ایمان بماند آن قدر به کفر نزدیک است که با یک حرکت از ایمان خارج شده و در نتیجه به کفر می­رسد. پس انسان هر چقدر از ایمان دور شود، به همان نسبت به کفر نزدیک­تر می­شود و نعوذ بالله زمانی که به وادی جهنّمی کفر سقوط کرد، قرین و همدم شیطان می­شود، و هرکس که شیطان قرین و همدم او شود. دچار قرین و همدم بسیار بدی شده است “…وَ مَن یَکُنِ الشَّیطانُ لَهُ قَرِیناً فَساءَ قَرِیناً “ سورۀ مبارکۀ نساء، آیه ۳۸

مشروح خطبه دوم:

خودم را وشمانمازگزاران عزیز را درابتدای خطبه دوم هم سفارش میمنم به تقوای الهی!

 مرحوم شیخ جعفر شوشتری می گوید: سخت ترین آیه این است: ” الْیَوْمَ نَنسَاکُمْ کَمَا نَسِیتُمْ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ هَـذَا “( سوره مبارکه جاثیه آیه ۳۴) در قیامت خدا به عده ای خواهد گفت: من امروز شما را از یاد برده ام همانطور که شما چنین روزی را فراموش کردید، مرحوم شیخ جعفر شوشتری این آیه را سخترین آیه می داند. خداوند چیزی را فراموش نمی کند،معنای آیه این است که حکم فراموش شده را برشما بار می کنیم.

اما عده ای دیگر اعتقاد دارند که سخت ترین آیه آنجاست که خداوند متعال می فرمایند: ” اخْسَئُوا فِیهَا وَلَا تُکَلِّمُونِ “( ۱۰۸ سوره مومنون) دور شوید و با من سخن نگویید. خطاب  اخْسَئُوا بدترین خطاب  از جهت اهانت است ،چون در طرد سگ بکار می رود. اگر خدا به انسان چنین عتاب کند از جهنم بدتر خواهد بود.

جمعه۲۵ ذی الحجه نزول سوره «هل اتی» در شأن اهل بیت پیامبر اکرم(ص( روز خانواده

سوره«هل اتى» یکى دیگر از اسناد مهم فضیلت على (ع) و اهل بیت پیامبر (ص) است، دقت در محتواى این سوره و تعبیرات آن و همچنین شأن نزولى که براى آن ذکر شده پرده از روى مسائل زیادى بر مى‏دارد.درست است که آیات این سوره، یک بحث کلى را مطرح مى‏کند ولى هفده آیه آن که از آیه ان الابرار یشربون من کأس کان مزاحها کافورا آغاز مى‏شود و تا آیه ۲۲ ادامه دارد، درباره گروهى به عنوان «ابرار» (نیکان) سخن مى‏گوید، ولى شان نزول‏ها و روایات متعددى که در منابع معروف اسلامى وارد شده، نشان مى‏دهد که مصداق اتم و اکمل ابرار در این آیه،على (ع) و فاطمه و حسن و حسین (ع) بوده‏اند .قابل توجه اینکه در این آیات هفده گانه از انواع نعمتهاى بهشتى، و برترین و بالاترین آنها اعم از معنوى و مادى – بحث شده است، باغهاى بهشتى، چشمه‏هاى شراب طهور بهشتى، لباسها، زینتها، غذاها، تختهاو سریرها، خدمتکاران، بالاخره نعمتهاى بزرگ و ملک عظیم سخن مى‏گوید، تنها نعمتى که در لابه لاى این همه نعمت به آن اشاره نشده همسران و حوریان بهشتى است که بعضى از آگاهان به رموز قرآن مى‏گویند این امر به احترام بانوى اسلام فاطمه زهرا (س) بوده است .در کمتر سوره‏اى از سوره‏هاى قرآن این همه نعمت‏هاى بهشتى در حد بالا در کنار هم قرار گرفته، و این نشان مى‏دهد که منظور از «ابرار» در اینجا افراد عادى نیستند، بلکه نیکان و پاکان در اوج عظمت و قرب به خدا مى‏باشند

حسن و حسین علیهما السلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب آنها عیادت کرد. یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد: چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی. حضرت علی علیه السلام فرمود: نذر می‌کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم.فاطمه یز چنین گفت. حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند: ما نیز سه روز روزه می گیریم.فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد. چندی نگذشت که حسن و حسین علیهما السلام شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند،حضرت زهرا برای هر نفر یک قرص نان تهیه کرد علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه می‌خورید به من بخورانید. خداوند از نعمت‌های بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه می‌خورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.

فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمی‌دهید؟ آن شب نیز همه نان‌های خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند. فردای آن روزپیامبر با دیدن آنان فرمود:« ای اباالحسن، حالت شما مرا سخت ناراحت می کند. نزد دخترم فاطمه برویم.»نزد فاطمه رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است. پیامبر او را به سینه چسباند و گفت: « به خدا پناه می‌برم. شما سه روز است که گرسنه‌اید!» جبرئیل نازل شد و گفت: « ای محمد، آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.» پیامبر فرمود: چیست؟جبرئیل آیات آغازین سوره‌ی « هل اتی » را قرائت کرد تا رسید به آیه «انّ هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا.» در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام آمده است که جبرئیل در روز چهارم با ظرفی پر از گوشت فرود آمد. اهل بیت از آن خوردند تا سیر شدند ، ولی چیزی از غذا کاسته نشد.

متأسفانه در شرایط کنونی جامعه ما، خانواده با چالش های فراوانی روبه روست که به یک مورداشاره میکنم:

بی رغبتی جوانان به ازدواج: طبق آمار سازمان ثبت احوال کشور بیش از ۱۱ میلیون جوان زیر ۳۵ سال مجرد داریم! سن ازدواج بالا رفته و در بسیاری از کلان شهرها میانگین سن ازدواج مردان حدود ۳۰ سالگی و از زنان به ۲۷ سالگی رسیده است.

علل و عوامل مهم تجرد جوانان به قرار زیرند:

مشکلات اقتصادی برای پسران که مهم ترین آن بیکاری است و پس از آن هزینه های زیاد غیرضروری تشکیل خانواده.

خطاب قرآنی «و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم» به همه جامعه اسلامی است.

پنجشنبه۱ محرم آغاز سال ۱۴۳۷ هجری قمری  – آغاز هفته احیای امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر تکلیفی همگانی و ملی در جهت تضمین سلامت حیات اجتماعی.

در آستانه ماه محرم قرار داریم و فرارسیدن ایام عزاداری و سوگواری سالار شهیدان را خدمت همه شما عاشورائیان تسلیت عرض می نمایم. چون هفته ای که در پیش داریم به همین مناسبت هفته امر به معروف و نهی از منکر می باشد و امام حسین (ع) هم هدف ار قیامش را احیای امر به معروف و نهی از منکر بیان فرمودند « و انّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّهِ جَدّى (ص) ، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَأَسیرَ بِسیرَهِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبیطالِب» 

این دستور به اندازه ای اهمیت دارد که ترکش مساوی با بی دینی است که پیامبر (ص) می فرماید: :« إنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَیُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعیفِ الَّذی لادینَ لَهُ، فَقیلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعیفُ الَّذی لا دینَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّی لا یَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ » (فروع کافی؛باب امر به معروف و نهی از منکر) خداوند از مومن ضعیف بدش می آید (مومن ضعیف ، نه کافر ، نه منکر ، نه مرتد و نه مشرک بلکه مومن ضعیف را خدا مبغوض می دارد . گفته شد یا رسول الله (ص) مومن ضعیف کیست؟ فرمود : کسی که نسبت به منکر پیرامون خودش بی تفاوت باشد و تذکر ندهد.

اشاره ای به سخنان مقام معظم رهبری دردیدارفرماندهان نیروی دریایی سپاه

مقام معظم رهبری روز چهارشنبه ۱۵ مهر ماه خطوط اصلی نظام را در مقابله با استکبار تبیین کردند و به صراحت فرمودند که “مذاکره با آمریکا به معنای باز کردن مسیر برای نفوذ در عرصه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور است.” در ادامه سخنان فرمودند: “امروز نیز در جمهوری اسلامی ایران، همه ایمان در مقابل کفر قرار گرفته است.”

چرا مقام معظم رهبری مذاکره با آمریکا را خطری بالفعل برای هستی انقلاب اسلامی قلمداد کردند؟

پاسخ به این سؤال کاملا روشن است، آمریکا به عنوان “سمبل شیطان بزرگ” در جهان کنونی برای افکار عمومی مردم جهان شناخته شده استسیاستهای آمریکا در همه نقاط جهان مایه تباهی و فساد جامعه انسانی گردیده است،لذا همگرائی با سیاستهای آمریکا در مناطق مختلف جهان و از جمله مذاکره با آن به اصل خدشه ناپذیر استکبار ستیزی انقلاب اسلامی و تبیین انقلابی از اسلام در ستیز می باشد و حرکت به سمت عادی سازی روابط با آمریکا سبب می گردد تا اقتدار بین المللی انقلاب اسلامی بویژه در میان مسلمانان که در دوره بیداری اسلامی قرار دارند مورد خدشه واقع گردد و پرچم داری مبارزه با ظلم و استکبار از حوزه انقلاب اسلامی به جریانهای افراطی اسلامی در منطقه انتقال یابد. (شعارگسترده مرگ برآمریکا توسط نمازگزاران)

مردم ستم دیده جهان که در نقاط مختلف پراکنده می باشند همواره به دنبال پیروی از یک پرچم داری هستند که بتوانند خواسته های خود را از قدرتهای جهانی مطالبه نمایند و مذاکرات با آمریکا تا حدود زیادی با این پرچم داری سازگاری ندارد. درست که همواره در مذاکرات به دنبال تأمین منافع ملی و یا جهان اسلام می باشیم و هوشمندانه از آنها دفاع می کنیم، اما دشمنان انقلاب اسلامی همین مذاکرات را بهانه ای برای تبلیغ عقب نشینی انقلاب اسلامی از اصول نخستین انقلاب یعنی استکبار ستیزی معرفی می نمایند و دستاوردهائی که از مذاکرات به دست می آید نسبت به مضرات آن بسیار اندک است و مهمترین عامل اقتدار بین المللی نظام مورد خدشه واقع می گردد ومااجازه نمیدهیم خدشه ای به این اقتداروارد شود(تکبیرنمازگزاران)

علاوه مذاکره برای مذاکره زمانی است که آمریکایی ها بیشتر از آن که دنبال نتیجه گیری، چه در بحث تنش زدایی، چه در بحث بحران های بین المللی و چه حتی در بحث ترمیم رابطه و پایان دادن به بحران ها باشند از مذاکره استفاده می کنند تا غرور یک ملت را بشکنند و سیاست های خودشان را تحمیل کنند و در نهایت از آن به عنوان عاملی در راستای منافع ملی آمریکا استفاده کنند. وتازمانی که این دیدگاه رو غربیها داشته باشند مذاکره معنا ومفهومی ندارد(تکبیرنمازگزاران)

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

لازم به ذکراست به مناسبت هفته نیروی انتظامی فرمانده پلیس راه حسن آباد –قم جناب سرهنگ کاظمی قبل ازخطبه ها به ایرادسخن پرداختند

 

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*