اخبار ویژه
خانه / اخبار ویژه / باید انسان‌های آزاده جهان، در سراسر عالم، مقدمات لازم را بر ضد مفسدین اپستینی فراهم کنند و خواب راحت را از آن‌ها بگیرند

باید انسان‌های آزاده جهان، در سراسر عالم، مقدمات لازم را بر ضد مفسدین اپستینی فراهم کنند و خواب راحت را از آن‌ها بگیرند

به گزارش دفتر امام جمعه نیم ور ،نماز با شکوه جمعه اینهفته بیست وششم تیرماه  1405  مصادف دوم صفرالمظفر  1448  به امامت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالعلی استیری امام جمعه محترم نیم ور ، وبا حضور گرم مردم خدا جو درمسجد امام حسین علیه الســـــــــــــــــــــــــلام برگزار شد.

عناوین خطبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه اول:

  1. اهل تقوا در مسیر رسیدن به دارالقرار، همه سختی‌ها را تحمل می‌کنند. کسانی که فهمیدند منزل اصلی و آرامشگاه حقیقی،آخرت است، همه سختی‌ها را تحمل می‌کنند و هزینه‌های آن را می‌پردازند.
  2. نکته مهمی که باید توجه شود این است که انسان اگر با رسول خدا و اهل بیت همراه شد و در ولایت آنها قرار گرفت، سختی های راه شامل او هم می شود؛ مثل اینکه اگر ائمه به دشمن دچار شوند و مورد استهزاء قرار گرفتند مورد همز و لمز و عیب جویی و اینها قرار گرفتند، این سختی ها در مسیرِ کسی که میخواهد با امام همراه شود هم قرار میگیرد .
  3. یکی از مشکلات و سختی های همراهی با امام استهزاء است رسول خدا دشمنان گسترده ای داشتند که با ایشان دشمنی می کردند و آنها دین خدا را به استهزاء میگرفتند،عیب جویی میکردند و در باب دین خدا همز و لمز می کردند که خدای متعال در سوره همزه به شدت آنها را مذمت می کند و عذاب آنها را هم ترسیم میکند
  4. از خدا ، به خدای رخنه پوش،خدای حفره ها یا خدای شکافها تعبیر میکردندیعنی هر کجایی که علم نمی تواند توجیه کند آنجا پای خدا باز می شود و رخنه های عالم را پر می کند! مثلاً اگر نمی توانیم زلزله را توجیه کنیم می گوییم خدا می فرستد! یعنی با زبان علم و به اصطلاح خودشان با زبان فلسفه دین را مسخره می کردند.
  5. یک دوره ای در زمان رضاخان در ایران و ترکیه به زور چادر از سر مسلمان ها می کشیدند، به زور لباسها را متحد الشکل می کردند، ولی در دوران بعد دیگر این کار را نمی کردند ارزشهای اجتماعی را تغییر می دادند. وقتی ارزشهای اجتماعی تغییر کند و به عنوان ارزش تمدن مطرح شد چادر سر کردن میشود ضد ارزش!!!! آن وقت رعایت آن دشوار است در عوض بی عفتی و بی حجابی آسان می شود. در نتیجه در چنین جامعه ای حفظ حجاب سخت می شود و بی حجابی آسان، کم کم حجابها از بین می رود.

عناوین خطبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه دوم :

  1. باید انسان‌های آزاده جهان، در سراسر عالم، مقدمات لازم را بر ضد مفسدین اپستینی فراهم کنند و خواب راحت را از آن‌ها بگیرند. در هیچ جایی، این فرقه پلیدنباید احساس آرامش داشته باشند. در شعارهایی که مِن بعد داده می‌شود، یک شعار محوری و مطالبه عمومی ما این باشد: «ای پسر فاطمه، منتقم تو هستیم»
  2. شهید، باعث حیات جامعه است، احیاگر ارزش‌های الهی است و لذا نمازی که بر او خوانده می‌شود، با نماز میت فرق دارد؛ دیدید خصوصاً نمازی که حضرت آیت الله جوادی در قم اقامه کردند و تعابیری که به کار بردند در واقع یک شهادتنامه بود که باید روی کلمات و تعابیر آن سخن گفت.
  3. 3. دشمن از همین زنده بودن ملت ما واهمه و ترس دارد. لذا دشمنان، به‌خصوص جنایتکاران اپستینی به‌شدت عصبانی شدند. نتوانستند تحمل کنند و خواستند آن را تحت‌الشعاع قرار دهند. زیر میز مذاکره و تفاهم زدند و مثل همیشه، برخلاف تعهدی که داشتند، با بهانه واهی عمل کردند. و امروز دیوانه وار نقاط مختلف خصوصاً استانهای جنوبی ما را مورد حمله و تهاجم نظامی قرار داده است .
  4. یکی از لایه های فرماندهی نبرد محاسباتی، این است که مقاومت و تسلیم، هر دو هزینه دارد؛ اما هزینه مقاومت، کمتر از تسلیم است.
  5. خطاب به برخی از مسئولین که تکیه گاه شما خدا باشد، موحد باشید، نترسید، به وظیفه خود عمل کنید. خداوند آنچه لازم است را برای عزت و سربلندی ملت انجام خواهد داد.اگر درست تصمیم بگیرید این ملت، پشتیبان شما هستند
  6. باید انسان‌های آزاده جهان، در سراسر عالم، مقدمات لازم را بر ضد مفسدین اپستینی فراهم کنند و خواب راحت را از آن‌ها بگیرند. در هیچ جایی، این فرقه پلیدنباید احساس آرامش داشته باشند.
  7. کسی که دیروز 168کودک مینابی را قربانی کرد و امروز به بیمارستان کودکان مبتلا به سرطان در اهواز حمله میکند وقتی کودکان مدرسه و بیمارستان از افسار گسیختگی ماشین جنگی این فرد خبیث و نجس و پلید در امان نیستند دیگر خویشتن داری چه معنایی میتواند داشته باشد؟

مشــــــــــــــــــــــــــــــروح خطبه اول:

أعوذ باللـــــــــه من الشیطان الرجیــــــــــم       بســـــــــــــــم الله الرحمــــــــــــن الرحــــــــــــــــــــــــیم

عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته.

خودم را وشما نماز گزاران عزیز را توصیه میکنم به تقوای الهی

اهل تقوا در مسیر رسیدن به دارالقرار، همه سختی‌ها را تحمل می‌کنند. کسانی که فهمیدند منزل اصلی و آرامشگاه حقیقی،آخرت است، همه سختی‌ها را تحمل می‌کنند و هزینه‌های آن را می‌پردازند.

گفتیم کاروان امام حسین(ع) کاروانی است که در تاریخ ادامه دارد نسل به نسل عده ای به او ملحق می شوند و از همراهان این کاروان هستند، اما این همراهی لوازم و موانعی دارد که شرایط همراهی با حضرت را براساس «مَنْ کَانَ فِینَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا» که 4 شرط بودتقدیم داشتم

اما این همراهی موانعی هم دارد که انسان باید آنها را هم بشناسد تا بتواند به همراهی ولی خدا برسد و زمین گیر نشود. لذا در باب موانع و سختی های راه چند جمله ای عرض خواهم کرد. نکته مهمی که باید توجه شود این است که انسان اگر با رسول خدا و اهل بیت همراه شد و در ولایت آنها قرار گرفت، سختی های راه شامل او هم می شود؛ مثل اینکه اگر ائمه به دشمن دچار شوند و مورد استهزاء قرار گرفتند مورد همز و لمز و عیب جویی و اینها قرار گرفتند، این سختی ها در مسیرِ کسی که میخواهد با امام همراه شود هم قرار میگیرد . اگر حزن و اندوهی است این حزن و اندوه شامل انسان هم می شود و اگر شادی است این شادی انسان را هم دربر میگیرد.

وقتی انسان با این غافله همراه شد و از خودش ودنیای خودش به سمت امام هجرت کرد، از محیط ظلمت و ولایت دشمنان خدا و اولیاء خدا به سمت رسول خدا هجرت کرد، باید بداند که این هجرت موانعی و سختیهایی دارد.

یکی از مشکلات و سختی ها استهزاء است رسول خدا دشمنان گسترده ای داشتند که با ایشان دشمنی می کردند و آنها دین خدا را به استهزاء میگرفتند،عیب جویی میکردند و در باب دین خدا همز و لمز می کردند که خدای متعال در قرآن به شدت آنها را مذمت می کند و عذاب آنها را هم ترسیم میکند «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه»(همزه/۱)«الَّتی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَه»(همزه/۷)عذابی که بر آنها در نظر گرفتیم از درون وجودشان شعله ور می شود. «إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَهٌ * فی عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ»(همزه/۸-۹)آنها در یک محیطی قرار می گیرند که امکان خروج از محیط برایشان نیست .

پس انسان اگر کنار رسول خدا و امام قرار گرفت ممکن است یک جایی او را استهزاء کنند. ممکن است یک جامعه ای به وجود بیاورند که دینداری در آن جا عزت نداشته باشد و طبیعتاً در آن فرهنگ انسان را تمسخر می کنند.

  حدود ۴۰-۵۰ سال قبل در همین کشور ما وقتی یک متدیّن وارد دانشگاه تهران می شد واقعا نماز خواندن توجیه نداشت اگرنماز می خواند مسخره می کردند،اگردعا می خواند استهزاء می کردند،اگر خانم محترمه ای می خواست حجابش را رعایت کند استهزاء می کردند.

آنها یک بساط بزرگ استهزاء درست کرده بودند ،دین را افیون ملت ها و ناشی از جهالت بشر می دانستند.می گفتند اعتقاد به خدا ناشی از جهالت است و هرچه دایره علم گسترش پیدا کند دایره اعتقاد به خدا تنگ تر می شود. از خدا ، به خدای رخنه پوش،خدای حفره ها یا خدای شکافها تعبیر میکردندیعنی هر کجایی که علم نمی تواند توجیه کند آنجا پای خدا باز می شود و رخنه های عالم را پر می کند! مثلاً اگر نمی توانیم زلزله را توجیه کنیم می گوییم خدا می فرستد! یعنی با زبان علم و به اصطلاح خودشان با زبان فلسفه دین را مسخره می کردند.

یک دوره ای در زمان رضاخان در ایران و ترکیه به زور چادر از سر مسلمان ها می کشیدند، به زور لباسها را متحد الشکل می کردند، ولی در دوران بعد دیگر این کار را نمی کردند و ارزشهای اجتماعی را تغییر می دادند. وقتی ارزشهای اجتماعی تغییر کند اینها می شود ضد ارزش، لذا وقتی کسی با چادر وارد دانشگاه می شود استهزاء میکنند، الان هم خیلی محیط ها دارد به این سمت و سو حرکت میگند. وقتی بی حجابی رواج پیدا کرد و به عنوان ارزش تمدن مطرح شد چادر سر کردن میشود ضد ارزش!!!! آن وقت رعایت آن دشوار است در عوض بی عفتی و بی حجابی آسان می شود. در نتیجه در چنین جامعه ای حفظ حجاب سخت می شود و بی حجابی آسان، کم کم حجابها از بین می رود.پس اگر انسان مسلمان شد و کنارامام ایستاد و با امام همراه شد، این استهزاء او را هم می گیرد، پس نباید خجالت بکشد باید ایستاد و مقاومت کرد.

الان در برخی از شهرهااز جمله در همین شمال شهر تهران، یک بانوی محترمه ای می خواهد حجابش را رعایت کند و در خیابان راه برود باید خجالت بکشد! چون در یک جمعیتی قرار گرفته که در نگاه آنها حجاب ضد ارزش است. کار دشمن همین است، جنگ نرم یعنی همین، یعنی ارزشها را تبدیل می کند به ضد ارزش در نتیجه دینداری دشوار می شود. در این تجمعاتی که شبها صورت میگیرد بیش از 140 شب است مردم از نظام و انقلاب و رهبری حمایت میکنند و خونخواه امام شهید مان هستند ممکن عده ای تمسخر کنند حرف بزنند ……..

اگر دشمن این کار را کرد انسان باید مقاومت کند. در زمان اهل بیت که این برنامه خیلی سنگین بوده و واقعا کسی که نام اهل بیت را می برد استهزاء می شد. بنابراین اینها لوازم همراهی است. اگر انسان می خواهد کنار امام باشد این لوازم را هم دارد. اگربخواهیم کنار امام باشیم سختی های راه هم هست، دشواری و سختی هم دارد. گاهی کار انقدر سخت می شود که خیلی ها خیال می کنند جبهه ی، حق جبهه ی دیگری است.

مشــــــــــــــروح خطبـــــــــــــــــــــــــه دوم :

در ابتدای خطبه دوم هم خودم را و هم شما نمازگزاران عزیز را توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی …

متقین مواظب زبان خود هستند. مولای متقیان، امیرالمؤمنین(ع)در حکمت 394 نهج‌البلاغه فرمودند: «رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ» چه بسا سخنی که از حمله مسلحانه کارگرتر است.

این بیان، بسیار عجیب و دارای معانی مختلفی است. ممکن است انسان گاهی به‌وسیله سخن گفتن و گفتار، به چیزی برسد و چیزی را به دست آورد که با خشونت، حمله و جنگ به دست نمی‌آورد. این، یک نوع معنا کردن این حکمت است. معنای دیگر آن شاید این باشد که گاهی سخنانی مانند تهمت، ناسزا، غیبت، فحش و امثال این‌ها، صدمه‌اش از حمله مسلحانه دشمن به آن شخص بیشتر باشد. خدای تعالی تقوای زبان را در همه ما بیشتر کند.

اما یکی دو مطلب را تقدیم کنم

قبل از هر چیز، لازم است از شما اهالی خوب و با بصیرت نیم ور، به خاطر حضور در مراسم بزرگداشت مقام امام شهیدمان که با برنامه ریزی که انجام شد در مساجد منطقه حضور پیدا کردید، تشکر و قدردانی کنم. از خیرین و بانیان و همکاری هیئت امناء هم تشکر میکنم .

مطلب دوم که هفته گذشته هم اشاره ای داشتم در مورد تشییع امام شهیدمان است ودر ادامه هم پیرامون وضعیت جنگی فعلی نکاتی را عرض کنم

نکته اول: بی‌سابقه‌ترین تشییع در تاریخ بشر بودکه یک هفته طول کشید، در واقع مستکبرین عالم تحقیر شدند. این امت به‌پاخواسته، از ایران تا عراق و اگر فرصت پیدا می‌شد در همه بلاد اسلامی، یک درخواست داشت و آن، قصاص و مجازات آمران، مسببان، عاملان و مباشران این جنایت عظیم بود و فریاد همه بلند بود: «انتقام، انتقام»

باید انسان‌های آزاده جهان، در سراسر عالم، مقدمات لازم را بر ضد مفسدین اپستینی فراهم کنند و خواب راحت را از آن‌ها بگیرند. در هیچ جایی، این فرقه پلیدنباید احساس آرامش داشته باشند. در شعارهایی که مِن بعد داده می‌شود، یک شعار محوری و مطالبه عمومی ما این باشد: «ای پسر فاطمه، منتقم تو هستیم»{تکرار این شعار توسط نمازگزاران}

همه این را خوب فهمیدند که اگر جامعه‌ای بخواهد عزتمند باشد، در امنیت زندگی کند و حیات معنوی‌اش برقرار باشد، نباید نسبت به خون مظلوم بی‌تفاوت باشد.معنای خون‌خواهی یعنی پاسداری از حیات امت. بعضی فکر می‌کنند مردمی که انتقام می‌خواهند، یک امر عاطفی و احساسی است و دنبال تشفی خاطر هستند و می‌خواهند دلشان خنک شود؛ در حالی که این انتقام‌خواهی، استمرار راه شهید و عامل حرکت جامعه است.

نکته دوم : شهید، باعث حیات جامعه است، احیاگر ارزش‌های الهی است و لذا نمازی که بر او خوانده می‌شود، با نماز میت فرق دارد؛ دیدید خصوصاً نمازی که حضرت آیت الله جوادی در قم اقامه کردند و تعابیری که به کار بردند در واقع یک شهادتنامه بود که باید روی کلمات و تعابیر آن سخن گفت.فقط تشییع نبود؛ تجدید پیمان و عهد بستن تاریخی و تمدنی بود که بنا می‌گذارد تا ظهور دولت مهدوی، هیچ ظالم و ستمگری در عالم آرامش نداشته باشد .

نکته سوم : دشمن از همین زنده بودن ملت ما واهمه و ترس دارد. لذا دشمنان، به‌خصوص جنایتکاران اپستینی به‌شدت عصبانی شدند. نتوانستند تحمل کنند و خواستند آن را تحت‌الشعاع قرار دهند. زیر میز مذاکره و تفاهم زدند و مثل همیشه، برخلاف تعهدی که داشتند، با بهانه واهی عمل کردند. و امروز دیوانه وار نقاط مختلف خصوصاً استانهای جنوبی ما را مورد حمله و تهاجم نظامی قرار داده است .

نمازگزاران عزیز ! ما با دشمنی سروکار داریم که حیله، نیرنگ و دروغ، جزء لاینفک اوست. به هیچ قاعده‌ای پایبند نیست و متأسفانه عده‌ای در کشور، از روی خوش‌بینی و خوش‌باوری، فکر می‌کنند اگر با این مجسمه‌های خیانت و پلیدی دست دوستی بدهند، نتیجه خواهد داد و این خوش‌باوری تا امروز هزینه‌های زیادی برای کشور و مردم به وجود آورده است.

یکی از لایه های فرماندهی نبرد محاسباتی، این است که مقاومت و تسلیم، هر دو هزینه دارد؛ اما هزینه مقاومت، کمتر از تسلیم است.

ملت ما از سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی همواره مورد دشمنی و توطئه‌گری قدرت‌های استعمارگر و مستکبر بوده و این دشمنی پس از پیروزی انقلاب تا کنون ادامه داشته و ادامه خواهد داشت. در مقابل این دشمنی‌ها همواره دو تفکر «ایستادگی» و «تسلیم» در داخل کشورمان مطرح بوده است.امام شهید انقلاب با اتکاء بر عقلانیت و تجربیات تاریخی ملت ایران، معتقدبودند تسلیم و سازش هزینه‌ای به‌مراتب بیشتر و دردناک‌تر از ایستادگی و مقاومت در مقابل زورگویی‌ها داشته و دارد؛ و این تنها ایستادگی و مقاومت است که دستاوردها و موفقیت‌های مهمی برای ملت ما به دنبال خواهد داشت.

چهل سال است که یکی از سفاک‌ترین و بی‌رحم‌ترین و رذل‌ترین قدرت‌های دنیا یعنی آمریکا در مقابل ملت ایران مشغول کارشکنی و شرارت است و نتوانسته است به این ملت زیانی وارد کند و نتوانسته هیچ غلطی بکند.اما امروز یک عده هستند که وقتی هیمنه‌ی آمریکا را می‌بینند، قدرت نظامی او را می‌بینند، قدرت دیپلماسی او را می‌بینند، قدرت تبلیغاتی او را می‌بینند، پول فراوان او را می‌بینند، مرعوب می‌شوند؛ می‌گویند ما که نمی‌توانیم کاری بکنیم، چرا بی‌خودی نیروهایمان را هدر بدهیم؟ چرا بی‌خود خودمان را زحمت می‌دهیم؛ به یک حداقلی قانع شویم و قضیه را تمام کنیم. در مقابل عده‌ی هم که تعداد آنها هم کم نیست ، قدرت دشمن را با قدرت خدای متعال مقایسه می‌کنند، عظمت دشمن را در مقابل عظمت پروردگار قرار می‌دهند؛ آن‌وقت می‌بینند که این‌ها حقیر محض‌اند، این‌ها چیزی نیستند. به وعده‌ی الهی «وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه اِنَّ اللهَ لَقَوِیٌ عَزیز» ایمان دارند.

نکته چهارم: خطاب به برخی از مسئولین که تکیه گاه شما خدا باشد، موحد باشید، نترسید، به وظیفه خود عمل کنید. خداوند آنچه لازم است را برای عزت و سربلندی ملت انجام خواهد داد.اگر درست تصمیم بگیرید این ملت، پشتیبان شما هستند و از شما می‌خواهند تنگه را محکم بگیرید و هزینه‌های دشمن را در منطقه بالا ببرید. در پاسخ به شرارت‌های دشمنان، از پاسخ قاطع عزیزانمان در نیروهای مسلح قدردانی می‌کنیم. خوب جواب می‌دهند و یاد شهدایشان را گرامی می‌داریم؛ زدن پایگاه‌های دشمنان هم خوب است و خسارتی است که به آن‌ها وارد می‌شود، اما باید کاری کنید که دیگر قدرت استفاده از چاه‌های نفت خود را نداشته باشند و امثال این‌ها. هزینه حضور آن‌ها را باید در منطقه افزایش داد.بدون ترس وارد منطقه می‌شوند، رجز می‌خوانند و شرارت می‌کنند.لذا  به گونه‌ای عمل شود که بازدارندگی ایجاد کند.{تکبیرنمازگزاران}

نکته پنجم : یک سؤال هم گاهی به ذهن می‌رسد و آن این است که چرا هر وقت دشمن به ما حمله می‌کند، سازمان ملل و بعضی از کشورهایی که بعضاً دوست ما هم هستند،  از ما مطالبه می‌کنند که خویشتن‌دار باشیم؟ این مثل آن دعوا می‌ماند که دو نفر همدیگر را می‌زنند و شخصی می‌رود، به جای اینکه کسی را که در حال کتک زدن است نگه دارد، کسی را که کتک می‌خورد نگه می‌دارد و آن دیگری را رها می‌کند تا همچنان بزند. اگر این‌ها دوست هستند و واقعاً می‌خواهند کمک کنند، چرا جلوی ظالم را نمی‌گیرند؟ چرا نمی‌روند و مانع او نمی‌شوند؟

کسی که دیروز 168کودک مینابی را قربانی کرد و امروز به بیمارستان کودکان مبتلا به سرطان در اهواز حمله میکند وقتی کودکان مدرسه و بیمارستان از افسار گسیختگی ماشین جنگی این فرد خبیث و نجس و پلید در امان نیستند دیگر خویشتن داری چه معنایی میتواند داشته باشد؟ ارزشهای انسانی چه اعتباری میتواند داشته باشد لذا این انتظار را داریم در مجامع بین المللی هم متجاوز بودن دشمن را به دنیا معرفی و اثبات کنند تا دنیا بداند ایران قوی و مقتدر در حال دفاع از ارزشهای ملی است

والســــــــــــــــــــــــــــــلام علیـــــــــــــــــــــــــکم و رحمه الله وبــــــــــــــــــــــــرکاته

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

-- بارگیری کد امنیتی --