اخبار ویژه
خانه / اخبار ویژه / موضع‌گیری‌هایی که شائبه سازش و تسلیم داشته باشد برای نظام اسلامی و کشور، بسیار آسیب‌زاست

موضع‌گیری‌هایی که شائبه سازش و تسلیم داشته باشد برای نظام اسلامی و کشور، بسیار آسیب‌زاست

به گزارش دفتر امام جمعه نیم ور، نماز با شکوه جمعه اینهفته سیزدهم شهریور ماه  1405  مصادف بیست دوم ربیع المولود  1448  به امامت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالعلی استیری امام جمعه محترم نیم ور ، وبا حضور گرم مردم خدا جو درمسجد امام حسین علیه الســـــــــــــــــــــــــلام برگزار شد.

عناوین خطبــــــــــــــــــه اول:

  1. برای شخص متقی سه علامت است ،علامت نخست، اخلاصِ عمل است. اگر می‌خواهیم باتقوا شویم، باید عمل ما برای خدا خالص باشد. آرزوی دراز و آرزوهای طولانی نداشته باشیم؛ چون دنیا، دنیای گذر است. سوم، فرصت‌ها را غنیمت بشماریم؛ چون فرصت‌ها مثل ابر بهار زودگذرند.
  2. برای اینکه قیام الهی همچنان زنده بماند،حضور مردم در صحنه های مختلف انقلاب یکی از ضروریات است ، چون خداوند وظیفه مردان با ایمان را چنین ترسیم فرمود: که مردان باایمان ومؤمنان راستین کسانی‌اند که از لحاظ اعتقاد، به خدا و پیامبر او ایمان آورده باشند.و از حیث عمل هرگاه مطلب مهمّ اجتماعی وحکم جامع امّت اسلامی فرارسد،هرگزصحنه رارهانمی‌کنند.
  3. دومین شرط زنده مانده قیام الهی،نصرت الهی است ، اگر خدا و مردم در صحنه باشند، نظام اسلامی را بس است و نیازی به چیز دیگر نیست:ای پیامبر! بس است تو را خدا و کسانی‌که از مؤمنان از تو پیروی کردند.
  4. اساس توحید بر آن است که چیزی همتای خداوندودر ردیف خداوجود ندارد،بنابراین حضور مردم هرگز همتای بودن خدا و نصرت الهی نیست، بلکه مردم سربازان الهی‌اند و زمام آنها به‌دست خداوند است اما هرگاه صلاحیّت یاری دین را تحصیل کنند مغرورنشوند، نیرنگ نزنند ، خداوند آنها را توفیق خاصّ عطا می‌کند، تا مدافعان واقعی اسلام باشند و رهبرجامعه اسلامی را یاری کنند.

عناوین خطبــــــــــــــه دوم :

  1. حق سنگین است؛ اما گواراست. باطل سبک است ولی وباخیز است؛ بلاخیز و کشنده است.
  2. یکی از دغدغه‌های اصلی امام شهید ما و رهبرعزیز فعلی انقلاب مسئله وحدت و انسجام ایران است.
  3. در سایه همین وحدت و انسجام بوده است که به‌رغم تمام دسیسه‌های دشمنان شاهد شکل گیری تمدن نوین اسلامی در عرصه های مختلف هستیم،چهره واقعی آمریکا و رژیم صهیونیستی و پایان دوران فریب‌کاری آنها برای دنیا افشاء شده است و موجب هوشیاری ملتها و بیزاری جهانی از این دو جرثومه فساد شده است .
  4. بسیاری از مسائلی که اکنون ما با آن‌ها درگیریم حاصل سال‌ها جنگ شناختی و ترکیبی دشمن است و قطعا خنثی‌سازی چنین اقداماتی هم نیازمند اقدامات جدی در حوزه شناختی است. از جمله تبیین در حوزه های مختلف .
  5. اگر تصمیم اشتباهی از مسئولین مشاهده شد باید اشتباه بودن آن تصمیم غلط تبیین شود تا اثر گذاری آن در جامعه از بین برود.
  6. ابراز ناتوانی در مقابل دشمن و یا موضع‌گیری‌هایی که شائبه سازش و تسلیم داشته باشد از سوی برخی خواص و مسئولین نظام اسلامی، بسیار آسیب‌زاست.
  7. در شرایطی که دشمن به دنبال تزریق ناامیدی، تضعیف روحیه و فرسایش اراده در جامعه است، اظهار نقاط ضعف، دقیقاً در اختیار قرار دادن مهمات روانی در دست دشمن است.
  8. ما کشور ضعیفی نیستیم ما در مقابل دنیا ایستادگی کردیم دنیا متحیر است از این همه قدرت و صلابت اگر میبنیم دشمن تمام قوانین بین المللی را زیر پا میگذارد و به هیچ چیزی رحم نمیکند حتی کودکان و مردم بیگناه و مجلس عروسی !!! نتیجه استیصال اوست دست و پا میزند تا خودش را نجات دهد

مشـــــــــــــــــــــــروح خطبه اول:

أعوذ باللـــــــــه من الشیطان الرجیــــــــــم       بســـــــــــــــــــــــم الله الرحمـــــــــــــــــــن الرحــــــــــــــــــــــــیم

خودم را و همهٔ شما برادران و خواهران نمازگزار را توصیه می‌کنم به تقوای الهی.

مولای متقیان، امیرمؤمنان، علی علیه‌الصلاه و السلام، راه و رسم تقوا را برای ما در یک جملهٔ کوتاه بیان کرده است. می‌فرماید برای متقی چند علامت است«اِخْلَاصُ الْعَمَلِ، وَقِصَرُ الْأَمَلِ، وَاغْتِنَامُ الْمُهَل» (غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۳۵۹) علامت نخست، اخلاصِ عمل است. اگر می‌خواهیم باتقوا شویم، باید عمل ما برای خدا خالص باشد. آرزوی دراز و آرزوهای طولانی نداشته باشیم؛ چون دنیا، دنیای گذر است. سوم، فرصت‌ها را غنیمت بشماریم؛ چون فرصت‌ها مثل ابر بهار زودگذرند. اگر ما بخواهیم تقوا را در وجودمان نهادینه کنیم، باید به این موعظهٔ امیرمؤمنان علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌الصلاه و السلام گوش جان بسپاریم.

باتوجه به اینکه در ایام جنگ هستیم ، و کما کان دشمن بد سیرت مردم بی گناه مار ا مورد تهاجم قرار میدهد و الحمد لله ملت ما هم در واقع قیام کرده و از نظام و انقلاب ، کشور و رهبری حمایت کرده اند موضوع بحثم را اختصاص می‌دهم به دو شرط اساسی و مهمِ زنده ماندن قیام الهی

شرط اول: حضور در مجامع سیاسی، شرط ایمان:

برای اینکه این قیام الهی همچنان زنده بماند،حضور مردم در صحنه های محتلف انقلاب یکی از ضروریات است ، چون خداوند وظیفه مردان با ایمان را چنین ترسیم فرمود: «اِنَّمَا المُؤمِنونَ الَّذینَ ءامَنوا بِاللهِ وَ رَسولِهِ»مردان باایمان ومؤمنان راستین کسانی‌اند که از لحاظ اعتقاد، به خدا و پیامبر او ایمان آورده باشند.و از حیث عمل«وَ اِذا کانوا مَعَهُ عَلی اَمرٍ جامِعٍ لَم یَذهَبوا»هرگاه مطلب مهمّ اجتماعی وحکم جامع امّت اسلامی فرارسد،هرگزصحنه رارهانمی‌کنند«حَتّی یَستَأذِنوهُ..»(نور:62)حتّی اگرمعذورباشند،بدون تحصیل اذن رهبر مسلمانان از صحنه اجتماع خارج نمی‌شوند. از این آیه کریمه چنین برمی‌آید که حضور مردم در مجامع سیاسی و مانند آن، متمّم ایمان آنان است و بدون آن ایمانشان ناقص است، بنابراین وظیفه مردم همانا حضور درصحنه‌های اجتماع دینی است.

عبرت از سرنوشت حکومت و مردم در زمان امیرالمؤمنین و امام مجتبی علیهما سلام الله

اگر مردم در صحنه سیاست و اجتماع دینی حاضر نبوده و نسبت به سرنوشت نظامِ حاکم، بی‌تفاوت باشند و با بهانه‌های مختلف، از حضور در صحنه سرباز زنند، برای آن نظام خطرآفرین خواهد شد وممکن رقیب خون‌آشام برآنها چیره گردد؛چنان‌که حکومت امیرالمؤمنین وامام حسن(ع)نشانه خوبی برای این تجربه تلخ است،زیراگرچه رهبرمعصوم «مُفتَرَضُ الطّاعه» از نظام الهی بود، مردم بر اثر اختلاف داخلی به جنگ با یکدیگر مشغول شدند؛ یا بر اثر عدم احساس وظیفه، انزوا را اختیار کردند، لذا حضرت امیرمؤمنان از آن‌ها خسته شد و به خداوند شکایت برد و در نیایش ویژه از خدا درخواست کرد، تا او را از مردم بگیرد و مردم را نیز از او جدا کند:« أَبْدَلَنِی اللَّهُ بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ بِی شَرّاً لَهُمْ مِنِّی» (نهج البلاغه، خطبه70) وجریان حکومت حضرت امام مجتبی هم توضیح نمی‌خواهد، پس اگر امام معصوم هم در رأس حضور داشته باشد، حضور مردم که پایگاه و پشتوانه مستحکم نظام اسلامی‌اند، ضروری است.

شرط دوم: نصرت الهی

دومین شرط زنده مانده قیام الهی،نصرت الهی است که خداوندسبحان درآیه(انفال: 64)؛«یاَیُّهَا النَّبِی حَسبُکَ اللهُ و مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ المُؤمِنین»  اینجا دو نکته را صریحاً به پیامبر اکرم اعلام میدارد

نکته اول: اگر خدا و مردم در صحنه باشند، نظام اسلامی را بس است و نیازی به چیز دیگر نیست:ای پیامبر! بس است تو را خدا و کسانی‌که از مؤمنان از تو پیروی کردند.

نکته دوم : اساس توحید بر آن است که چیزی همتای خداوندودر ردیف خداوجود ندارد، بنابراین حضور مردم هرگز همتای بودن خدا و نصرت الهی نیست، بلکه مردم سربازان الهی‌اند و زمام آنها به‌دست خداوند است اما هرگاه صلاحیّت یاری دین را تحصیل کنند مغرورنشوند، نیرنگ نزنند ، خداوند آنها را توفیق خاصّ عطا می‌کند، تا مدافعان واقعی اسلام باشند و رهبرجامعه اسلامی را یاری کنند.

به عنوان مثال: آیه «هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وبِالمُؤمِنین» (انفال: 62)، یعنی خداوند پیامبر را از دو راه کمک کرد: امداد غیبی و هدایت مردم به سوی آن‌حضرت ، یعنی اگر مردم در صحنه آمده و حضور آنها مؤثّر باشد،خداوند هم زمینه یاری دین را در شرایط خاصّ فراهم می‌کنند.

لذا اگر مردم همواره در صحنه های مختلف انقلاب حاضر بوده (که هستند) جنبه نصرت الهی همچنان محفوظ است و خداوند یاری خواهند فرمود.

###########################################################################

مشـــــــــــــــــــروح خطبــــــــــــــــــــه دوم:

در ابتدای خطبه دوم هم خودم را و هم شما نمازگزاران عزیز را توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی …..

امیرالمؤمنین در حکمت 376 از حِکم نهج‌البلاغه فرمودند: «اِنَّ الحَقَّ ثَقیلٌ مَرئٌ وَ اِنَّ الباطِلَ خَفیفٌ وَبئٌ» حق سنگین است؛ اما گواراست. باطل سبک است ولی وباخیز است؛ بلاخیز است یعنی کشنده است؛ عثمان یک‌وقت فرمانداران خودش را از بلاد مختلف اسلامی دعوت کرده بود تا درباره شکایات مردم از آن‌ها سؤال کنداز امیرالمؤمنین هم دعوت کرد حضرت اینجا این کلمات را خطاب به او کرد که حق سنگین اما گواراست و باطل سبک اما وباخیز و مرگ‌آور است. البته ادامه‌ای دارد که در نهج‌البلاغه نیست؛ که وای بر تو هرگاه کسی به تو راست بگوید عصبانی می‌شوی و اما اگر دروغ بگوید راضی می‌گردی. کنایه از صفت بدی است که بعضی از افراد دارند که از تملق خوشحال می‌شوند. خدا ان‌شاءالله تقوا را در همه ما بیشتر بگرداند.

در هفته گذشته رهبر معظم انقلاب دو پیام صادر فرمودند یکی به مناسبت هفته وحدت و دیگری هم به مناسبت هفته دولت که حاوی نکات مهم واساسی از جمله تاکید بر وحدت و دشمن شناسی بود .

چند نکته در این زمینه عرض کنم :

نکته اول:شکی نیست که یکی از دغدغه‌های اصلی امام شهید ما و رهبرعزیز فعلی انقلاب مسئله وحدت و انسجام ایران است. یکی از دیدگاه‌های رهبر شهید انقلاب این بود که اساسا جامعه اسلامی اگر وحدت خود را حفظ کند قطعا در مواجهه با هر جهاد ابتدایی پیروز خواهد بودتا به امروز هم در سایه همین وحدت و انسجام بوده است که به‌رغم تمام دسیسه‌های دشمنان شاهد شکل گیری تمدن نوین اسلامی در عرصه های مختلف هستیم در سایه همین وحدت و انسجام بوده است که چهره واقعی آمریکا و رژیم صهیونیستی و پایان دوران فریب‌کاری آنها برای دنیا افشاء شده است و موجب هوشیاری ملتها و بیزاری جهانی از این دو جرثومه فساد شده است .

اما آیا حفظ وحدت به معنای سکوت است؟ آیا دستور ولی امر مسلمین جهان را باید با مفهوم سکوت هم‌معنا بدانیم؟ اگر نیست چه واکنش درست است؟ 

در پاسخ باید ابتدا مشخص کنیم شاخص وحدت چیست؟ به زبان ساده عرض کنم : هر زمانی که در کشور و جامعه بر سر موضوعی اختلاف، بگو مگو، دو قطبی یا چندقطبی شکل نگیرد و روحیه عمومی همچنان دفاع از انقلاب و نظام باشد می‌توانیم مدعی شویم وحدت وجود دارد. اما اگر سخن یا رفتاری داشتیم که به تبع آن اختلافی شکل گرفت حتما وحدت خدشه‌دار شده است.

خب قطعاً حفظ وحدت به معنای سکوت نیست اما نه باهر بیانی و با هر ابزاری راهکار اصلی جهاد تبیین است توجه داشته باشیم بسیاری از مسائلی که اکنون ما با آن‌ها درگیریم حاصل سال‌ها جنگ شناختی و ترکیبی دشمن است و قطعا خنثی‌سازی چنین اقداماتی هم نیازمند اقدامات جدی در حوزه شناختی است. از جمله تبیین در حوزه های مختلف .

مثلاً اگر تصمیم اشتباهی از مسئولین مشاهده شد باید اشتباه بودن آن تصمیم غلط تبیین شود تا اثر گذاری آن در جامعه از بین برود.

در موضوع حجاب هم که به عنوان یک چالش در جامع مطرح است همین است

باید به این سوالات پاسخ داده شود:

چرا برخی دختران ما به دنبال بی‌حجابی هستند؟

بی‌حجابی چه نیازی از دختران جامعه ما را برطرف می‌کند؟

دلیل اهمیت و برجسته‌شدن چنین نیازی در جامعه زنان چیست؟

چگونه باید به چنین نیازهایی پاسخ داد؟

نقش تمدن غرب در این نابسمانی چیست؟

تاثیر این بی‌حجابی درجامعه و بر خود زن و زندگی شخصی زنان چیست؟

نکته دوم: رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، در پیام خود به مناسبت هفته دولت، بعد از قدردانی از اقدامات دولت بویژه رئیس‌جمهور محترم در پایان توصیه‌های خود، بر اجتناب از هرگونه سخن «ناامیدکننده و تضعیف‌کننده انگیزه‌های ملی وعمومی» و «دوگانه‌سازی‌های موهوم» تاکید کردند وفرمودند: «قاطعانه اعلام می‌کنم؛ ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است»

ابراز ناتوانی در مقابل دشمن و یا موضع‌گیری‌هایی که شائبه سازش و تسلیم داشته باشد از سوی برخی خواص و مسئولین نظام اسلامی، بسیار آسیب‌زاست. مسئول و کارگزار نظام اسلامی اگر به جای مواضع عزت‌مندانه و مقتدرانه، ابراز ضعف و ناتوانی کند و دائما آیه یأس بخواند که موجب ناراحتی جامعه اسلامی و خوشحالی و بهره‌برداری دشمن شود، نه تنها خلاف شرع مرتکب شده بلکه مصالح و امنیت ملی را هم به خطر انداخته چرا که دشمن را در تکرار تجاوز به کشور امیدوار میکند.

باید توجه داشت که ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است.یعنی باید «حل مسئله» را از «روایت مسئله» تفکیک کرد.اگر در جایی ضعف داریم، وظیفه‌ی ما برنامه‌ریزی برای رفع آن است، نه اینکه آن را در تریبون‌ها بزرگ‌نمایی کنیم.ظرفیت‌های مادی و معنوی بی‌نظیر ایران اسلامی موجب شده ما مقتدرترین حاکمیت دینی را در عصر غیبت تجربه کنیم. همه مسئولین باید شکر این نعمت بی‌مانند را به جا بیاورند.

ابراز ضعف و تاکید بر مشکلات و ندیدن نقاط قوت، کفران نعمت است که غضب الهی و آثار سوء وضعی به دنبال خواهد داشت.

باید بدانیم که دشمن فقط بر اساس قدرت و ظرفیت واقعی یک ملت تصمیم نمی‌گیرد بلکه بر اساس اراده، عزم، روحیات و مواضع خواص و مسوولین تحلیل می‌کند و به تصمیم می‌رسد.

نکته سوم: صداقت از جنود عقل است، برای رعایت آن، لوازم عقلی آن مانند زمان و مکان بیان کاملاً تعیین‌کننده است. در شرایطی که دشمن به دنبال تزریق ناامیدی، تضعیف روحیه و فرسایش اراده در جامعه است، اظهار نقاط ضعف، دقیقاً در اختیار قرار دادن مهمات روانی در دست دشمن است لذا صداقت محض بدون در نظر گرفتن رعایت اصل دشمن‌شناسی و دشمنی‌شناسی، یک اشتباه راهبردی است که باید به آن توجه داشت.

امیرالمؤمنین(ع) در یک روایت کوتاه اما بسیار عمیق، می‌فرماید: الْعَجْزُ یُطْمِعُ الْأَعْدَاءُ «ناتوانی، دشمنان را به طمع می‌اندازد»(غررالحکم، ح۵۶۴۴)گاهی دشمن از عَجْزْو ناتوانی ما به طمع می‌افتد، و گاهی از تَعَجُّزْ و تظاهر به ضعف

حضرت با این حدیث قصار، خط قرمزی را ترسیم می‌کنند که پایمال شدن آن، فاجعه‌آفرین است. ما کشور ضعیفی نیستیم ما در مقابل دنیا ایستادگی کردیم دنیا متحیر است از این همه قدرت و صلابت اگر میبنیم دشمن تمام قوانین بین المللی را زیر پا میگذارد و به هیچ چیزی رحم نمیکند حتی کودکان و مردم بیگناه و مجلس عروسی !!! تنیجه استیصال اوست دست و پا میزند تا خودش را نجات دهد  نباید اظهار ضعف کرد اظهار ضعف از طرف هرکسی باشد غلط و اشتباه است.

نکته چهارم: مبنا قرار دادن آموزه‌ی قرآنی «وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»که در جهت امیدآفرینی واقع‌بینانه است. این استناد قرآنی، نشان می‌دهد که روایت قدرت و قوت، فراتر از یک عملیات رسانه‌ای و سیاسی، یک تکلیف دینی و عقلی تلقی می‌شود. چون، مایه‌ی دلگرمی، امیدآفرینی و همبستگی ملی هستند و باید برجسته شوند تا سرمایه‌ی اجتماعی کشور حفظ شود.

بنابراین یک بُعد مهم قوی بودن، قوی دیده شدن و قوی روایت شدن است. البته این به معنای انکار مشکلات نیست، بلکه به معنای وقت‌شناسیِ روایت است.  در میدان جنگ ترکیبی امروز، روایتِ نقاط قوت، خط مقدم دفاع از سرمایه‌ی اجتماعی است، در حالی که روایتِ نقاط ضعف در فضای عمومی، عملاً تخریب‌کننده‌ی اراده‌ی ملی است که برای حل آن ضعف‌ها به شدت آن نیازمندیم.

والســـــــــــــــــــــــــــــــــــلام علیــــــــــــــــــــــــــکم و رحمه الله وبـــــــــــــــرکاته

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

-- بارگیری کد امنیتی --